تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كهكشانها در قرآن ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
روست كه حضرت سيد المرسلين صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : « لا احصى ثناء عليك ، أنت كما أثنيت على نفسك » يعنى مرا توانايى مدح وثناى تو نيست ، تو خود بايد ثناگوى ذات أقدس خود باشى ) ، وتمام حسابگران وآمارگران از شمارش نعمتها وبخششهاى أو درمانده وناتوانند ( زيرا نعمتها وعطاياى حقتعالى غير متناهي بوده وپايانى براي آنها متصوّر نيست چنانكه قرآن كريم در سورهء إبراهيم آية 34 مىفرمايد :
« إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »
يعنى اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را بشماريد توانايى آن را نداريد ، پس كسى كه نتواند نعمتهاى پروردگار را بشمارد چگونه مىتواند حق أو را ادا كند وشكرش را بجاى آرد ، لذا در ادامه مىفرمايد : وكوشش‌كنندگان نمىتوانند حق نعمت أو را ادا كنند ، ( پس منتهاى درجه سپاسگزارى آن است كه بنده به عجز از اداى حق نعمت أو اعتراف كند ) . 2 - در فراز بعدى مىفرمايد : « الذي لا يدركه بعد الهمم ، ولا يناله غوص الفتن » خداوندى كه حقيقت متعالي بودن أو را صاحبان همت بلند هم درك نمىكنند . وزيركيها وهوشهاى غواص ( كه در درياى أفكار فرومىروند ) به أو دست نيابند ( چگونه امكان دارد تا بتوانند حقيقت ذات أو را دريابند ) . 3 - « الذي ليس لصفته حدّ محدود ، ولا نعت موجود ، ولا وقت معدود ، ولا اجل ممدود » خداوندى كه صفتش را نهايت وحدّى نيست ( زيرا أو را هيچ صفتي زايد بر ذات نباشد تا محدود ومعين گردد ) ونه خود أو را صفتي است موجود وثابت ( كه در آن مقيّد ومنحصر واحاطه به جميع صفات أو نمايد ، زيرا قيد وحصر از لوازم امكان است وواجب وخداى جل شأنه از آن منزه باشد ) وأو را وقت وزماني نيست كه معيّن شده باشد . ( وگفته شود مثلا بسيار وقت است كه بوده يا تازه موجود شده ، زيرا أو خود خالق زمان وبىنياز از زمان باشد . تا زمان به أو احاطه نمايد ) ، ونه أو را مدت درازى است ( كه به آن منتهى شود ، يعنى مدت ندارد ، پس اوست أزلي وابدى وزمان ندارد . زيرا زمان مقدار حركت است وحركت از عوارض جسم وأو از جسميت