اين قانون بقا بيش از هر قانون بقاى ديگر است ، زيرا اگر بار پاينده نمىبود ، نظريهء پذيرفتهشدهء ماكسول از الكتريسيته ومغناطيسى معنايى نداشت ) .
2 - عدد بار يونى :
باريون اصطلاح جامعي است كه شامل ذرّات هستهاى يعنى پروتونها ، نوترونها ونيز ذرّات ناپايدار سنگينترى به نام هپرونها مىشود . باريونها وپادباريونها مىتوانند جفت جفت آفريده تا نابود شوند . ونيز باريونها مىتوانند به باريونهاى ديگر تلاشى يابند ، مثلا در « تلاشى بتايى » هستهء راديواكتيو كه در ضمن آن يك نوترون به يك پروتون تبديل مىشود ويا به العكس . اما تعداد كل باريونهاى منهاى تعداد پادباريونها كه عبارت از « پادپروتون ، پادنوترون وپادهپرونها » هرگز تغيير نمىكنند .
بنابراين عدد بار يونى 1 + به پروتون ، نوترون وهپرونها وعدد بار يونى 1 - به پاد ذرّههاى آنها نسبت داده مىشود . پس قاعده اين است كه عدد بار يونى ( كل ) هرگز تغيير نكند . به نظر نمىرسد كه عدد بار يونى معناى ديناميكى مانند بار الكتريكى داشته باشد . تا آنجا كه مىدانيم چيزى نظير ميدان الكتريكى يا ميدان مغناطيسى به وسيلهء عدد بار يونى ايجاد نمىشود . عدد بار يونى وسيلهاى براي نگهداشتن حساب است واهميت آن تماما در اين نكته مىباشد كه كميت پاينده است .
3 - عدد لپتونى :
لپتونها عبارتند از ألكترون وموئون كه ذرّاتى سبك با بار منفى هستند ، به اضافهء ذرّهاى به نام نوترينو كه از لحاظ الكتريكى خنثى وجرم آن برابر صفر است . وپاد ذرّههاى آنها ، پوزيترون ، پادموئون ، پادنوترينو ، نوترينوها وپادنوترينوها على رغم جرم وبارشان كه صفر است از فوتونها موهومىتر نيستند . ومانند هر ذرّهء ديگر حامل انرژى واندازه حركتند . بقاى عدد لپتونى نيز قاعدهء حسابدارى ديگرى است . تعداد كل لپتونها منهاى تعداد كل پادلپتونها هرگز تغيير نمىكند .
در آزمايشهاى سال 1962 كه با تابههاى از نوترينو انجام گرفت ، آشكار شد كه در