خواهم كه دهم جزاى بد فعلى او * ليكن كرم و حيا مرا نگذارد ( ص 229 )
ترجمه منثور ميبدى :
چون منكر شوم پيمان را از خويش نزديك ، پس در نفس من است بزرگى نمودن و حيا كه مانع انتقام است . ( ص 229 )
ترجمه منثور دكتر امامى :
گر از دوستى نزديك رفتارى ناپسند بينم ، بزرگى و آزرم در من است . ( ص 35 ) بيت شوقى سست است و مصراع دوم با معنى بيت عربى و آنچه ميبدى شرح داده مطابقت نمىكند . تمام نسخهها نيز به همين شكل ضبط كردهاند مىتوان چنين توجيه نمود كه جود و حيا در اصل جور و جفا بوده و چون در بيت بعد جفا تكرار شده ، كاتبان براى از بين بردن تكرار قافيه آن را به جود و حيا تبديل كردهاند . يا اينكه مانع به صورت ساكن خوانده شود و معنى به اين صورت باشد كه جود و حيا مانعى در مقابل جان من شد كه به اين شكل هم از نظر معنى رسا نيست و هم اشكال در وزن پديد مىآيد .
اذا ما رأس اهل البيت ولى * بدا لهم من الناس الجفاء
شوقى :
ز اهل بيت هر كو گشت والى * نصيب از مردمش هر دم جفا شد ( ب 56 )
ميبدى :
گر يافتهاى ز فيض حق نور و صفا * از خلق مجو قاعده مهر و وفا
از آل نبى كسى نباشد بهتر * چون رفت نبى ز خلق ديدند جفا ( ص 233 )
ترجمه منثور ميبدى :
چون رئيس اهل بيت پشت كرد بر دنيا و به آخرت رحلت نمود ، پيدا شد مر ايشان را از مردم آن جفا كه متوقع نبود . ( ص 233 )