ميبدى :
تا چند بيابان امل پيمودن * بيهوده قدم به جستوجو فرسودن
هر چيز به وقت خويش دربند است * تا وقت نمىرسد نخواهد بودن ( ب 787 )
ترجمه منثور ميبدى :
خشم مگير بر بندگان خدا . چه نيايد به تو روزى تو مگر آن هنگام كه دستورى داده شود در آمدن . پيشى گرفت قضا مر وقت آن را . پس گويا او آيد به تو در بهتر وقت يا آيى تو به او . پس استوار باش به خداوند كريم خود چه به درستى كه او مر بنده را مهربانترست از پدر به پسران خود . ( ص 787 )
ترجمه منثور دكتر امامى :
مباد كه سرزنش بندگان كنى كه روزىات آنگاه كه بار دهند ، خود به نزد تو آيد .
خواست خدا روزى را از پيش براى روزاش نهاده است . در بهترين روز آيدات يا خود آيىاش . پس خداى بخشنده را استوار دار كه بنده را مهربانتر از پدر با فرزند است . ( ص 637 )
3 - بخش سوم ابياتى را شامل مىشود كه در آنها شوقى نتوانسته مضمون بيت عربى را به خوبى منتقل كند يا اينكه ترجمه داراى عيب دستورى يا تعقيد لفظى و معنوى و يا اشكال در وزن و قافيه است
. مانند :
اذا انكرت عهدا من حميم * ففى نفسى التكرم و الحياء ( ب 17 )
شوقى :
به عهد دوستى منكر چو گشتم * مرا جان مانع جود و حيا شد ( ب 55 )
ميبدى :
هركس كه به من عهد محبت دارد * روزى كه طريق دشمنى پيش آرد