تا نشستند اين لئيمان بر بساط * ما قيام خويش كرديم اختيار ( ب 1302 )
ميبدى :
امروز كسى نيست به عالم چون ما * در فضل و كرم نبود حاتم چون ما
اين نكته يقين بدان كه يك شخص دگر * پيدا نشود ز نسل آدم چون ما ( ص 760 )
ترجمه منثور ميبدى :
ما بزرگانيم پسر بزرگان ، و كودك ما در گهواره كنيه نهاده مىشود . به درستى كه ما چون بنشينند ناكسان بر شادروان عزت ، برخيزيم . ( ص 760 )
ترجمه منثور دكتر امامى :
ما بزرگان و بزرگزادگانيم . كودكمان هم در گهواره به كنيه خوانده شود . هرگاه فرومايگان بر نشيمن عزت نشينند ما برخيزيم . ( ص 605 )
لا تعتبنّ على العباد فانما * يأتيك رزقك حين يؤذن فيه ( ب 1334 )
سبق القضا لوقته فكانّه * يأتيك حين الوقت او تأتيه ( ب 1335 )
فثقن بمولاك الكريم فانه * بالعبد ارأف من اب ببنيه ( ب 1336 )
شوقى :
مكن عتاب به مردم ز فقر خود كه يقين * رسد نصيبهء تو گاه امر و حكم قدر ( ب 1358 )
قضاى رفته به هنگام خويش موقوف است * رسد به وقت به تو يا رسى تواش به گذر ( ب 1359 )
تو اعتماد به مولاى خويش كن كه بود * به بنده دوستتر از يارى پدر به پسر ( ب 1360 )