سلام على اهل القبور الدوارس * كانهم لم يجلسوا فى المجالس ( ب 676 )
و لم يشربوا من بارد الماء شربة * و لم ياكلوا من كل رطب و يابس ( ب 677 )
شوقى :
بر اهل قبور كهنه از ماست درود * گويى كه به مجلسى نبودند مگر ( ب 706 )
يا نوش نكردهاند يك شربت آب * يا هيچ نخوردهاند نه خشك و نه تر ( ب 707 )
ميبدى :
از جانب ما سلام بر اهل قبور * آن جمع كه غايبند در عين حضور
قومى كه ز جام شوق در بزم سرور * باشند به خواب ناز تا صبح نشور ( ص 531 )
ترجمه منثور ميبدى :
سلام بر اهل گورهاى ناپديد شده ، گويا كه ايشان ننشستهاند در مجلسها و نياشاميدهاند از آب سرد شربتى و نخوردهاند از هر ترى و خشكى . ( ص 531 )
ترجمه منثور دكتر امامى :
درود بر خفتگان گورهاى بىنشان كه گويى هرگز در انجمنى ننشستهاند . از آب سرد ننوشيدهاند و از خشك و تر نخوردهاند . ( ص 321 )
تغرّبت اسأل من عنّ « 1 » لى * من الناس هل من صديق صدوق ( ب 861 )
هامش
( 1 ) - عنّ : فراپيش آمد ( ميبدى ، ص 596 )