تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمه 57

مساهمون:

صپيشگفتار و مقدمه ٥٧

ميبدى :

ارباب علوم دين كه درويشانند * يا رب چه رفيع قدر و عالىشانند پيوسته به حق دليل دل‌ريشانند * مقصود ز هستى جهان ايشانند ( ص 220 )

ترجمه منثور ميبدى :

نيست فضل مگر اهل علم را ، به درستى كه اين طايفه متمكن بر سرير هدايت و دلالتند و در تيره شب ضلالت راهنمايان اهل جهالتند . ( ص 220 )

ترجمه منثور دكتر امامى :

برترىاى نيست جز كه دانشوران راست كه ايشان راه‌جويان را راهبراند . ( ص 31 )
و قيمة المرء ما قد كان يحسنه * و الجاهلون لاهل العلم اعداء ( ب 4 )

شوقى :

قيمت مرد به قدر هنر و علم وى است * ليك جاهل عدوى صاحب علم است و هنر ( ب 42 )

ميبدى :

دانا كه هميشه علم و حكمت ورزد * در چشم كسان به آنچه ورزد ارزد نادان كه حسد از دل او سر برزد * پيوسته به كين اهل دانش لرزد ( ص 223 )

ترجمه منثور ميبدى :

قيمت مرد چيزى است كه به حقيقت باشد كه داند آن را و جاهلان دشمنانند مر اهل علم و عرفان را . ( ص 222 )

ترجمه منثور دكتر امامى :

ارزش مرد به چيزى است كه نيكو داند . نادانان دشمن دانايان‌اند . ( ص 33 )