تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمه 54

مساهمون:

صپيشگفتار و مقدمه ٥٤

ميبدى :

از شست قضا اگر رسد تير قدر * دفعش نه زره كند نه جوشن نه سپر ( ب 382 )

ترجمه منثور ميبدى :

آيا باز مىدارد زره استوار مرگ را چون حاضر شود روزى در هنگام مردن ؟ ( ص 381 )

ترجمه منثور دكتر امامى :

اگر هنگام مرگ دررسد آيا زره استوار مرگ را باز مىدارد ؟ ( ص 173 ) در اين بيت شوقى هم مضمون اصلى را منتقل كرده و هم در هر دو مصراع استعاره به كار برده است : سر نيزهء مرگ و خيل ممات . در مصراع اول ميبدى نيز استعاره شست قضا و تشبيه تير قدر به چشم مىخورد ، با توجه به اينكه هل در بيت عربى مفهوم استفهام انكارى دارد و شوقى و ميبدى هر دو اين مفهوم را در ترجمه خويش رعايت كرده‌اند .
اذ النائبات بلغن المدى * و كادت تذوب لهن المهج ( ب 330 ) و حلّ البلاء و بان العزاء * فعند التناهى يكون الفرج ( ب 321 )

شوقى :

بلا و فتنه دور زمان گردد چوبى پايان * كه جان نزديك باشد كز تف غم در گداز آيد ( ب 354 ) درآيد محنت و رنج و مصيبت‌ها شود ظاهر * نهايت چون رسد مرغ نشاط رفته بازآيد ( ب 355 )

ميبدى :

اى باخته اسباب فراغت ناگاه * از غم نشود تيره دماغت ناگاه بر ظلمت روزگار گر صبر كنى * روشن شود از غيب چراغت ناگاه ( ص 385 )