تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمه 55

مساهمون:

صپيشگفتار و مقدمه ٥٥

ترجمه منثور ميبدى :

چون حوادث برسند به نهايت و نزديك باشد كه بگذارد براى آن حوادث جانها ، و فرود آيد بلا و جدا شود صبر ، پس نزد نهايت پذيرفتن بلا باشد فرج . ( ص 385 )

ترجمه منثور دكتر امامى :

هرگاه سختىها به اوج رسند و دلها بدان به گدازش نزديك شوند و درد فرود آيد و خوشى رخت بربندد ، در آن فرجام است كه گره از كارها گشوده شود . ( ص 177 ) در اين دو بيت شوقى علاوه بر انتقال مفهوم اصلى بيت عربى به فارسى ، از تشبيه تف غم و مرغ نشاط نيز استفاده كرده اما در رباعى قاضى ميبدى معنى به خوبى منتقل نشده است .

2 - ابياتى كه شوقى در آنها توانسته است مفهوم ابيات عربى را به خوبى به فارسى برگرداند اما از صور خيال بهره نبرده است :

الناس من جهة التمثال اكفاء * ابوهم آدم و الامّ حوّاء ( ب 1 )

شوقى :

آدمى از ره تمثال به هم مىمانند * كه پدر آدم و حوّا همه را شد مادر ( ب 29 )

ميبدى :

انسان كه به صورت همه چون يكدگرند * بايد كه به عين مهر در هم نگرند نام پدر و مادر صورى نبرند * كين قوم ز يك مادر و از يك پدرند ( ص 216 )

ترجمه منثور ميبدى :

جمعى كه افراد حقيقت انسانند از روى صورت يكسانند چه پدر ايشان آدم و مادر ايشان حواست . ( ب 215 )

ترجمه منثور دكتر امامى :

كسان به پيكر يكسان‌اند بابشان آدم است و مامشان حوا . ( ص 31 )