فان يكن لهم فى اصلهم شرف * يفاخرون به فالطين و الماء ( ب 2 )
شوقى :
گر بود آن همه را از جهت اصل شرف * كه بدان فخر كنند آب و گلست آن يكسر ( ب 40 )
ميبدى :
اى طبع كجت سرشته با كبر و منى * دانسته تمام خلق را دون و دنى
هرجا كه رسى لاف اصالت چه زنى * چون اصل تو از گل است يا آب منى ( ص 217 )
ترجمه منثور ميبدى :
پس اگر باشد مر ايشان را از اصلشان شرفى عالىشان كه به آن مباهات كنند بر زيردستان و درويشان ، پس اصل ايشان به حقيقت گل است چون به آدم نظر كنيم و آب منى است چون ملاحظه پدران دگر كنيم . يا اصل ايشان گل است اگر ملاحظه مادهء بعيده كنيم و آب منى است اگر نظر به مادهء قريبه كنيم . ( ص 217 )
ترجمه منثور دكتر امامى :
مردمان را برترى اگر به بن است و بدان بر خود بالند ، آن گل است و آب است .
( ص 31 )
ما الفخر « 1 » الا لاهل العلم انهم * على الهدى لمن استهدى ادلاء ( ب 3 )
شوقى :
فخر با صاحب علمست كه هستند اين قوم * رهروان را به ره راست دليل و رهبر ( ب 41 )
هامش
( 1 ) - ميبدى و امامى : لافضل