شوقى :
كجا همىكشى اين دامن جوانى را * كه برد پيريت از بر لباس برد شباب ( ب 173 )
ميبدى :
تا چند كشى عشق مجازى انگيز * گر اهل كمالى به حقيقت آميز ( ص 318 )
ترجمه منثور ميبدى :
تا چه كشى دامنهاى عاشقى ؟ و حال آنكه پيرى تو به حقيقت بيرون كرد از تن برد جوانى را . ( ص 318 )
ترجمه منثور دكتر امامى :
تا كى دست از كودكى برندارى ؟ موى سپيد جامه جوانى از تنات به در آورده .
( ص 93 )
در اين بيت شوقى مضمون اصلى عربى را همراه با چند صنعت ادبى يعنى ، دامن جوانى ، لباس برد شباب و جناس برد و برد منتقل كرده است . هرچند روشن است كه در استعاره دامن جوانى و تشبيه لباس برد شباب كاملا تحت تأثير بيت عربى قرار دارد . اما در بيت ميبدى مفهوم بيت عربى به طور كامل منتقل نشده و صور خيال هم به كار نرفته است .
خلقت من التراب و عن قريب * تغيب تحت اطباق التراب ( ب 137 )
شوقى :
تو آفريده ز خاكى و زود خواهد شد * كه باز روى بپوشانى از نقاب تراب ( ب 175 )
ميبدى :
اى جسم تو گشته ظاهر از عنصر خاك * ناگاه درو نهان شوى بعد هلاك ( ص 318 )
ترجمه منثور ميبدى :
آفريده شدهاى از خاك و بعد از زمانى اندك غايب كرده شوى در زير طبقات