تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
بالحق و الحق يزيل الباطلا * هذا لك العام و ذرنى قابلا
( 284 ) [ احمق شدى و هست تمناى باطلت آرم به شام تو ز سواران كينه‌ور ]
احمق شدى و هست تمناى باطلت * آرم به شام تو ز سواران كينه‌ور اى ابن حرب جاهل و گمراه گشته‌اى * خواهم زد از شما همه كهلان مشتهر مردان نيزه‌دار قوىدل نودهزار * آسان روان شده به فراز و نشيب بر عون حقست و حق بُنَه‌پرداز باطل است * امسال اين ترا و به آينده بين دگر
( 285 ) [ فمن يحمد الدنيا لعيش يسرّه فسوف لعمرى عن قليل يلومها ]
فمن يحمد الدنيا لعيش يسرّه * فسوف لعمرى عن قليل يلومها اذا اقبلت كانت على المرء فتنة * و ان ادبرت كانت كثيرا همومها
( 285 ) [ هر كه گويد شكر دنيا بهر عيش خويشتن حق عمر من كه زود او را ملال آيد به هم ]
هر كه گويد شكر دنيا بهر عيش خويشتن * حق عمر من كه زود او را ملال آيد به هم روى چون آرد بلا و فتنه باشد مرد را * ور بگردانيد رو بسيار باشد رنج و غم
( 286 ) [ لا تظلمنّ اذا ما كنت مقتدرا فالظّلم مرتعه يفضى الى النّدم ]
لا تظلمنّ اذا ما كنت مقتدرا * فالظّلم مرتعه يفضى الى النّدم تنام عينك و المظلوم منتبه * يدعو عليك و عين الله لم تنم فاحذر بنىّ من المظلوم دعوته * كيلا تصبك سهام الليل فى الظلم
( 286 ) [ مباش در پى ظلم ار بران شوى قادر كه هست آخر ظلمت ندامت بسيار ]
مباش در پى ظلم ار بران شوى قادر * كه هست آخر ظلمت ندامت بسيار ترا دو ديده به خواب است و كينه‌كش مظلوم * كند دعا به تو و ديدهء خدا بيدار حذر كن اى پسرم از دعاى مظلومان * كه تا به تو نرسد تير آه در شب تار
( 287 ) [ ما الدهر الا يقظة و نوم و ليلة بينهما و يوم ]
ما الدهر الا يقظة و نوم * و ليلة بينهما و يوم يعيش قوم و يموت قوم * و الدهر قاض ما عليه لوم
( 287 ) [ نيست دنيا غير بيدارى و خواب وين شب و روزى كه مىآيد درو ]
نيست دنيا غير بيدارى و خواب * وين شب و روزى كه مىآيد درو زنده باشد قومى و قومى هلاك * دهر قاضى نيست ايرادى بر او