اى خدا انسم ده از تلقين به گاه حجتم * چون مرا باشد درون قبر خود تسكين و جا
اى خدا گر در عذابم افكنى سالى هزار * رشته اميد من از تو نمىگردد جدا
اى خدا طعمى ز عفوت بخش روزى كاندرو * نى پسر نه مال آنجا نفع بخشد در جزا
اى خدا گر نبودم از تو رعايت ضايعم * ور رعايت يابم از تو نيست ضايع رنج ما
اى خدا عفو ار نفرمايى ز غير نيك كار * كيست كو بدكار را بخشد تمتع از هوا
اى خدا در راه تقوى گر مرا تقصير رفت * بر نشان عفو تو رفتم پى راه هدى
اى خدا دارم خطا و جهل ليكن واثقم * تا بدان غايت كه گويندم نترسد از خدا
اى خدا گرچه گناهم هست افزونتر ز كوه * لطفت افزونست از جرمم چو كوه از كهربا
اى خدا عفوى كن از لغزيدن و جرمم ببخش * من مقرم بر گناه خويش و ترسان در دعا
اى خدا از لطف خود رحمت كن و راحت رسان * چون مرا نبود به جز ابواب دارت هيچ جا
اى خدا گر تو مرا دور افكنى يا رانيم * حيلتى نبود مرا يا رب چه سازم جز رضا
اى خدا چون هست هم سوگند حب شبزندهدار * با ندا و با دعا غافل ز خوابش متكا
جمله هستند از كمال لطف تو اميدوار * با عظيم رحمت و خلد تو و لطف لقا
اى خدا اميدم ايمن در سلامت ساخت ليك * زشتى جرم و گناهم مىكند تشنيعها
اى خدا گر عفو باشد از تو عفوت ياورست * ورنه باشم در گناه مهلك افتاده ز پا
اى خدا سوگند حق هاشمى و آل او * حرمت نيكان كه ايشان با تو دارند التجا
اى خدا گر نشر فرمايى بدين احمدم * آن تقى و آن نقى خاشعترى باشم ترا
اى بزرگ و اى خداى من مكن بر من حرام * آن بزرگى شفاعتهاى شافع در جزا
خوان بر او صلوات تا خواند ترا تسبيحخوان * و آن مناجاتى كه نيكانند در بابت دوتا
( 215 ) [ تجوّع فانّ الجوع من عمل التّقى و انّ طويل الجوع يوما سيشبع ]
تجوّع فانّ الجوع من عمل التّقى * و انّ طويل الجوع يوما سيشبع
و جانب صغار الذنب لا تركبنّها * فان صغار الذنب يوما ستجمع
( 215 ) [ گسنه مىباش و سبك چون كار تقوى گسنگى است گسنگى چون شد فراوان سير گردى بعد از آن ]
گسنه مىباش و سبك چون كار تقوى گسنگى است * گسنگى چون شد فراوان سير گردى بعد از آن
از گناه خرد دورى جوى و فعل خود مساز * زانكه گردد جمع روزى آن گناه از هر كران