انى وجدت و فى الايام تجربة * للصبر عاقبة محمودة الاثر
و قلّ من جدّ فى امر يطالبه * و استصحب الصبر الّا فاز بالظّفر
( 137 ) [ صبر كن بر شب تار و تعب بيدارى باز رو در پى حاجات و طلب وقت صباح ]
صبر كن بر شب تار و تعب بيدارى * باز رو در پى حاجات و طلب وقت صباح « 1 »
مشو آزرده و از عجز مخور غم به طلب * زانكه با عجز و تعب دست دهد فوز و نجاح
يافتم در همه ايام و بود تجربهام * صبر را عاقبت كار به نيكى و صلاح
كم بود آنكه كند سعى و طلب در مطلوب * صبر هم صحبتش الا كه برد فوز و فلاح
( 138 ) [ اصبر قليلا فبعد العسر تيسير و كلّ امر له وقت و تدبير ]
اصبر قليلا فبعد العسر تيسير * و كلّ امر له وقت و تدبير
و للمهيمن فى حالاتنا نظر * و فوق تدبيرنا للّه تقدير
( 138 ) [ صبر كن اندك كه بعد از سختى آسانى بود هست هر كارى رهين وقت با تدبير و راى ]
صبر كن اندك كه بعد از سختى آسانى بود * هست هر كارى رهين وقت با تدبير و راى
دارد ايزد از كرم در حالهاى ما نظر * برتر از تدبير ما افتاد تقدير خداى
( 139 ) [ ان عضّك الدهر فانتظر فرجا فانه ناظر بمنتظره ]
ان عضّك الدهر فانتظر فرجا * فانه ناظر بمنتظره
او مسّك الضر فابتليت به * فاصبر فانّ الرخاء فى اثره
كم من معافى على تهوره * و مبتلى لا ينام من حذره
و فارج فى عشاء ليلته * دبّ اليه البلاء فى سحره
من صحب الدهر ذمّ صحبته * و نال من صفوه و من كدره
رب معافى شكى بعلته * و مشتك ما ينام من سهره
( 139 ) [ گر گزد دهر تو را چشم همىدار فرج زانكه پيوسته سوى ناظر خود شد نظرش ]
گر گزد دهر تو را چشم همىدار فرج * زانكه پيوسته سوى ناظر خود شد نظرش
هامش
( 1 ) - روايت كرد مدائنى از اشعث بن قيس كه درآمدم پيش امير المؤمنين عليه السلام در جنگ صفين و آن حضرت به نماز پيشين ايستاده بود . گفتم يا امير المؤمنين رياضت و تعب هم بروز و هم به شب . چون از نماز خود فارغ شد اين ابيات بخواند عليه السلام .