تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
من و هركس كه پيش از من بميرد همچنان باشد * كه يارى را زيارت كرد و رفت آخر از آن مسكن
( 124 ) [ يا مؤثر الدنيا على دينه و التّائه الحيران عن قصده ]
يا مؤثر الدنيا على دينه * و التّائه الحيران عن قصده اصبحت ترجو الخلد فيها و قد * أبرز ناب الموت عن حدّه هيهات ان الموت ذو اسهم * من يرمه يوما بها يرده لا يشرح الواعظ قلب امرئ * لم يعزم الله على رشده
( 124 ) [ اى در پى دنيا شده رو تافته از دين گم كرده ره خويش به صحرا و بيابان ]
اى در پى دنيا شده رو تافته از دين * گم كرده ره خويش به صحرا و بيابان اميد بقا دارى ازين دنيى فانى * بگشاده دهان مرگ بسوى تو چو ثعبان هيهات كه اين مرگ خداوند سهامست * بر هر كه يكى تير گشايد نبرد جان از وعظ و نصيحت نگشايد دل مردى * كو را نشود راهنما حضرت يزدان
( 125 ) [ و حسبك داء أن تبيت ببطنة و حولك اكباد تحنّ الى القدّ ]
و حسبك داء أن تبيت ببطنة * و حولك اكباد تحنّ الى القدّ
( 125 ) [ بس اين دردت كه باشى سير و غافل خفته در خانه جگرها هر طرف از جوع گرداگرد تو نالان ]
بس اين دردت كه باشى سير و غافل خفته در خانه * جگرها هر طرف از جوع گرداگرد تو نالان
( 126 ) [ اغض عينا على القذى و تصبّر على الأذى ]
اغض عينا على القذى * و تصبّر على الأذى انما الدهر ساعة * يقطع الدهر كلّ ذا
( 126 ) [ چشم پوشيده دار بر مكروه صبر كن بر مشقت و ايذا ]
چشم پوشيده دار بر مكروه * صبر كن بر مشقت و ايذا هست دوران دهر يك ساعت * مىشود قطع سر به سر دنيا
( 127 ) [ رايت الدهر مختلفا يدور فلا حزن يدوم و لا سرور ]
رايت الدهر مختلفا يدور * فلا حزن يدوم و لا سرور و قد بنت الملوك بها قصورا * فلم يبق الملوك و لا القصور
( 127 ) [ بديدم دهر را بس مختلف حال نه در وى حزن ماند نه سرورش ]
بديدم دهر را بس مختلف حال * نه در وى حزن ماند نه سرورش