در ميان نه نفر بودند و رو گردان شدند * مىنترسيدند هيچ از مشرب تلخ فنا
خير خلقان احمد مرسل بيفكند از شتاب * زير گردوخاك در ميدان ابىّ گُرد را
جمله مرغان و ددان زان لاشهها برداشتند * پارهاى زان بر زمين و پارهاى زان بر هوا
هركه را كشتيد از ما وان عجب بود از شما * يافتند از جهد خود خير و سعادت در قفا
هست ايشان را مقام از جنت الفردوس پاك * نزدشان گرما و سرما را نباشد هيچ جا
از خدا صلوات تا باشند مذكور جهان * اى بسا مشهد كه حاضر بودهاند ايشان چو ما
با رسول الله وفا كردند آن قوم شريف * جمله سرداران و زيشان حمزه آن شير خدا
ديگرى مصعب كه بود او شير غضبان در نبرد * در ميان خون فتاد و گشت روبه را غذا
نيستند اين كشتگان چون كافرانى كآمدند * در ميان آتش دوزخ روان از بابها
( 120 ) [ قريش بدتنا بالعداوة اولا و جاءت لتطفئ نور ربّ محمد ]
قريش بدتنا بالعداوة اولا * و جاءت لتطفئ نور ربّ محمد « 1 »
بافواههم و البيض بالبيض تلتقى * بايديهم من كل عضب مهنّد
و خطّيّة قد ثقّفت سمهريّة * اسنّتها قد حودثت بمحدّد
فقلت لهم لا تبعثوا الحرب و اسلموا * و فيئوا الى دين المبارك احمد
فقالوا كفرنا بالذى قال انّه * توعّدنا بالحشر و الحكم فى غد
فقتلهم و الله افضل قربة * الى ربنا البرّ العظيم الممجّد
( 120 ) [ قريش اول به ما كردند بنياد عداوت را كه بنشانند نور رب احمد آمدند اينجا ]
قريش اول به ما كردند بنياد عداوت را * كه بنشانند نور رب احمد آمدند اينجا « 2 »
هامش
( 1 ) - و قيل قتل امير المؤمنين على عليه السلام من سائر بطون قريش يوم احد فقال قائل منهم ما يريد على ان يترك من قريش واحدا فكأنّه ضرىء على قتلهم . فقال ما ضرئت على ذلك و انه ليسوءنى ما يصيرون اليه بعد القتل حزنى على قريش كيف كفرت بربّها و افنت عددها و صارت الى النار ثم مضى و هو يقول .
( 2 ) - نقل است كه امام ابرار و قاتل كفار در روز كارزار احد اكابر بسيار از جيش قريش قتل كرد و به دوزخ فرستاد يكى ازيشان آواز برآورد و گفت على نمىخواهد و در خاطر ندارد كه يكى را از قريش زنده بگذارد و چون شير درنده است برايشان . آن حضرت در جواب گفت من چنين نيستم اما مرا خوش نمىآيد و به غايت بد مىنمايد طريق و روش ايشان كه كافر شدند به رب العالمين و رفتند به اسفل السافلين و اين ابيات فرمود عليه السلام .