فانا قد قتلنا يوم بدر * ابا جهل و عتبة و الوليدا
و شيبة قد تركنا يوم ذاكم * على اثوابه علقا جسيدا
فيبقى فى جهنّم شرّ دار * عليه لم يجد عنها محيدا
و ما سيّان من هو فى جحيم * يكون شرابه فيها صديدا
و من هو فى الجنان يدرّ فيها * عليه الرزق مغتبطا حميدا
( 117 ) [ آمد به سوى من ز ره فخر هند صخر با مژدهء هنود و درك كرده مدعا ]
آمد به سوى من ز ره فخر هند صخر * با مژدهء هنود و درك كرده مدعا « 1 »
گر فخر تو به حمزه بود گاه رفتنش * ملحق شد او به جمله شهيدان جان فدا
ما نيز كردهايم بسى قتل روز بدر * بو جهل و عتبه را و وليد پليد را
آن روز شَيبه را به شما واگذاشتيم * با جامههاى غرقه به خون در دم وغا
جاويد شد به قعر سقر بدترين مقام * بيرون نيايد او ز جهنم به هيچ جا
نبود مساوى آنكه بود در تك جحيم * كو را بود شراب ز زقوم و زهرها
با ساكن بهشت كه دارد دران مقام * رزق نكو ز شهد و شكر شربت و غذا
( 118 ) [ فاطم يا بنت النبى احمد بنت النبى السّيّد المسوّد ]
فاطم يا بنت النبى احمد * بنت النبى السّيّد المسوّد
قد زانه الله بمجد أغيد * قد جاءنا الاسير ليس يهتد
مكبّل فى غلّه المقيد * يشكوا الينا الجوع قد تمدّد
من يطعم اليوم يجده فى غد * عند العلىّ الواحد الموحّد
( 118 ) [ اى فاطمه فرزند نبى احمد مرسل فرزند نبى سيد دينپرور دانا ]
اى فاطمه فرزند نبى احمد مرسل * فرزند نبى سيد دينپرور دانا
داده است خدا زينتش از مجد و بزرگى * سرگشته اسيرى است رسيده به سوى ما
دربند و غل فاقه و فقر است مقيد * و ز جوع شكايت كند و محنت دنيا
آن كو دهد امروز طعامش پى فردا * يابد ز خداوند على واحد يكتا
هامش
( 1 ) - اين ابيات را در روز جنگ احد گفته است به مرثيه عم خود حمزه به روايت محمد بن اسحاق در روايت احمد بن كامل بن خلف .