تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
( 39 ) [ بر همه سختى شدم غالب به تأييد خدا فقر غالب گشت بر من چون نبود آن را علاج ]
بر همه سختى شدم غالب به تأييد خدا * فقر غالب گشت بر من چون نبود آن را علاج گر كنم ظاهر شوم رسوا و گر دارم نهان * مىكشد هر دم مرا زشت است روى احتياج
( 40 ) [ عجبت لجازع باك مصاب لالف او حميم ذى اكتئاب ]
عجبت لجازع باك مصاب * لالف او حميم ذى اكتئاب شقيق الجيب داعى الويل جهلا * كأنّ الموت كالشّىء العجاب و سوّى الله فيه الخلق حتّى * نبىّ الله منه لم يحاب له ملك ينادى كلّ يوم * لدوا للموت و ابنوا للخراب
( 40 ) [ عجب دارم ز گريانى كه با آه و جزع باشد براى الفت يارى مصيبت ديده از دنيا ]
عجب دارم ز گريانى كه با آه و جزع باشد * براى الفت يارى مصيبت ديده از دنيا گريبان پاره واويلاكنان از جهل و نادانى * مگر مردن عجيب است و به عالم كس نديد آن را مساوى كرد ايزد خلق را در مرگ تا حدى * كه پيغمبر نرست از وى به علم و حكمت اشيا خدا را يك ملك باشد كه هر روزش ندا اينست * بزائيد از پى مردن بنا سازيد ويران را
( 41 ) [ قد شاب رأسى و رأس الحرص لم يشب انّ الحريص على الدنيا لفى تعب ]
قد شاب رأسى و رأس الحرص لم يشب * انّ الحريص على الدنيا لفى تعب ما لي أرانى اذا ما رمت مرتبة * فنلتها طمحت عينى الى رتب بالله ربّك كم بيت مررت به * قد كان يعمر باللذات و الطرب طارت عقاب المنايا فى جوانبه * فصار من بعدها للويل و الحرب احبس عنانك لا تجمح به طلبا * فلا و ربك ما الارزاق بالطلب قد يأكل المال من لم يحف راحلة * و يترك المال من قد جدّ فى الطلب
( 41 ) [ سرم شد پير و حرص من نگردد پير در عالم بود دايم حريص اندر بلا و محنت دنيا ]
سرم شد پير و حرص من نگردد پير در عالم * بود دايم حريص اندر بلا و محنت دنيا مرا خود چيست مىبينم كه هرجا خواستم قدرى * چو يابم ديده بر قدرى دگر باشد از ان اعلا به حق كردگارت كز فراوان خانه بگذشتم * كه بود آن خانه معمور از اساس عيش و عشرت‌ها عقاب مرگ پروازى به گرداگرد آن آورد * از ان پس گشت آنها آشيان آه و وا ويلا عنانت را بگير و از ره حرص و طلب بگذر * نگردد رزقها و الله به يارى طلب پيدا