تا آن عدد سالهاى باقي از قسمت ، توان شمردن ودانستن .
اما معرفت مدخل ماهها را
I
طريق چنان است كه در قسم چهارم از فصل چهارم بيان كردهايم . واگر به جدول خواهيم كه مدخل
I
ماهها را بدانيم درآئيم در جدول ماههاى ملكي ، وعلامت أيام أسابيع برگيريم وبا علامت
I
سر سال جمع كنيم . واگر از هفت كه دور جمعات است زيادت شود ، هفت از أو طرح كنيم ؛
I
آنچه باقي ماند علامت سر ماه مطلوب بود .
فايده : ما هر تاريخي را علامت جمعات در چهار
I
دور نهادهايم ؛ واگر اين چهار دور تمام شود وخواهند كه علامت جمعات دور
I
پنجم استخراج كنند ودر جدول ثبت گردانند طريقش آن است كه بر رقم جمعات هر دورى
I
چون دو بر افزايند ، رقم جمعات دور ديگر حاصل آيد كه بعد از آن د [ و ] ر بود .
مثلًا
I
چنان كه مبدأ أول دور كبس تاريخ ملكي روز سه شنبه بوده است چنان كه در جدول أول
I
دور أول نهادهايم . وبعد از آن دو عدد بر آن افزودهايم تا پنج شده است در جدول
I
أول د [ و ] ر دوم نهاديم . بعد از آن دو عدد ديگر بر آن افزودهايم تا هفت شده است
I
در جدول أول دور سوم نهادهايم ؛ وباقي جداول بر اين قياس بود در جميع ادوار إلى
I
مايتناهى .
فصل ششم : در بسط كردن سالها وماههاى اين تاريخ با أيام
وآسانتر طريقي
I
در اين باب آن است كه ضرب كنيم سالهاى تامه را در 365 تا أيام سالهاى تامه حاصل آيد
I
بي كبايس . آن گاه أيام كبايس سالهاى تامه را با آن أيام سالهاى تامه جمع كنيم تا أيام سالهاى
I
تامهء اين تاريخ حاصل آيد . وبه جهت ماهها ، ماههاى تامه را در 30 ضرب كنيم وأيام ماه ناقص را
I
بر أو افزائيم تا أيام سال ناقص حاصل آيد . آن را با أيام سالهاى تامه جمع كنيم تا جملهء أيام اين تاريخ
I
حاصل آيد .
فصل 7 : در امتحان اين عمل به ميزان أيام جمعات
وطريق أو آن است كه بر أيام
I
ناقصهء اين تاريخ 5 برافزاييم يا بر أيام تامهء أو 6 ؛ وآن را بر هفت قسمت كنيم . پس اگر آنچه