بدانيم ، نظر كنيم به آن كسور اگر بيشتر از / يب دقيقه و / ل ثانيه بود وكمتر از / يد
I
دقيقه يا مساوى اين دو عدد ، آن كبيسهء خاموسا باشد ؛ يعنى وقوع آن در سال پنجم
I
بود . واگر آن كسور كمتر از / يب دقيقه و / ل ثانيه باشد ، آن كبيسهء رابوعا باشد ؛
I
يعنى وقوع آن در چهارم سال باشد . وچون پيش از اين بيان كرديم كه در هر دورى از ادوار كبايس ،
I
چهار كبيسهء خاموسا واقع مىشود بيست وپنج كبيسهء رابوعا ، اگر خواهيم تا بدانيم كه
I
از كبايس خاموساى أول است واگر سيزده دقيقه است بي ثواني ، آن خاموساى
I
دوم است ؛ واگر سيزده دقيقه است وسى ثانيه ، آن خاموساى سوم است ؛ واگر / يد دقيقه است
I
بي ثواني ، آن خاموساى چهارم است .
واگر خواهيم كه بدانيم كه بعد از هر كبيسهء خاموسا ، چند كبيسهء را
I
بوعا واقع است نظر كنيم به آن كسور كه با دقايق أو ، ثواني هست يا نه ؛ اگر با آن دقايق ، ثواني
I
باشد وعدد دقايق زوج بود ، آن كبيسهء رابوعا بعد از خاموساى أول واقع است .
I
واگر عدد دقايق فرد باشد ، آن كبيسهء رابوعا بعد از خاموساى سوّم واقع است . اما اگر
I
با دقايق ، ثواني نبود : وعدد دقايق فرد بود ، آن كبيسهء رابوعا بعد از خاموساى
I
دوم واقع است . واگر عدد دقائق فرد بود ، آن كبيسهء رابوعا بعد از خاموساى چهارم
I
واقع است . وبعد از هر خاموسا ، يا شش رابوعا اتفاق مىافتد يا هفت . اگر خواهيم
I
تا بدانيم كه اين كبيسهء رابوعاى چندم است از خاموساى چندم ، نظر كنيم ؛ اگر چنان كه
I
بعد از خاموساى أول باشد ، آن كسر را از / يب دقيقه و / ل ثانيه كم كنيم ؛ واگر بعد خاموساى
I
دوم بود ، آن كسر را از 13 دقيقه نقصان كنيم ؛ واگر بعد از خاموساى سوم باشد ،
I
آن كسر را از 13 دقيقه و / ل ثانيه كم كنيم ؛ واگر بعد از خاموساى چهارم بود ، آن كسر را
I
از 14 دقيقه نقصان كنيم ؛ آنچه باقي ماند هميشه مىبايد كه دقايق باشد