تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
وزوج بود وبا دقايق ، ثواني نباشد ؛ چه اگر به خلاف اين باشد در عمل ، سهو
I
افتاده باشد احتياط بايد كردن . آن گاه آن دقايق باقي را دايماً تنصيف كنيم
I
تا عدد كبايس رابوعا حاصل آيد كه بعد از آن ، خاموساى معين واقع است . ودر جميع ادوار ،
I
كبايس خاموساى مقدم مىافتد وبعد از خاموساى أول ودوم وسوم ، شش را
I
بوعا اتفاع مىافتد ؛ وبعد از خاموساى چهارم ، هفت كبيسهء رابوعا واقع مىشود .
I
وروا باشد كه نسبت حركت أوج آفتاب در اين ترتيب تفاوتى واقع شود به مدت‌هاى
I
مديد وأيام بعيد . اما فرق ميان مذهب ما ومذهب أصحاب زيج ايلخانى
I
در سال‌هاى كبيسه به حسب اين أصول آن است كه هر سال ناقصهء اين تاريخ كه كبيسه ، هميشه ما را
I
آفتاب در نصف النهار در دقايق آخر حوت مىباشد وايشان را در دقايق أول حمل ،
I
وبعد از بيان كنيم در باب ششم از اين مقالت كه سبب آن چيست .
فصل سوم :
I
در شناختن سال‌هاى كبيسهء اين تاريخ وأيام كبايس ، به جدول وما جدولى
I
وضع كرديم مبنى بر سال‌هاى ناقصهء هر دورى به عدد أيام كبايس كه در هر دور واقع است ،
I
چنان كه سال‌هاى كبيسه بالا نهاديم وأيام كبايس در زير آن تا به عدد سال‌هاى ناقصهء
I
هر دورى درآئيم در آن جدول وأيام كبايس برگيريم . مثلًا اگر مثل عدد آن سال‌هاى
I
ناقصه يافت شود در آن جدول ، آن سال ناقصه كبيسه باشد . از برابر أو أيام
I
كبايس برگيريم وآن أيام كبايس ناقصه باشد . واگر مثل عدد آن سال‌ها يافت نشود
I
در آن جدول ، آن سال بسيطه بود . پس از برابر عددي درآئيم كه از أو كمتر باشد وبدو
I
نزديك‌تر ، وأيام كبايس برگيريم كه آن أيام كبايس تامه بود . واما اگر خواهيم كه عدد أيام
I
كبايس از أول اين تاريخ استخراج كنيم تا سال مطلوب ، طريقش آن است كه أول