كرديم تا آسانتر بود :
نوع أول : ضرب كنيم سالهاى تامهء دور ناقص را در 870 و
I
قسمت كنيم بر 3600 . آنچه خارج شود عدد أيام كبايس سالهاى تامهء دور باشد .
I
وآنچه باقي ماند از قسمت اگر 840 باشد يا كمتر ، آن سال ناقصهء دور كبيسه باشد ؛
I
واگر بيشتر بود آن سال ناقصهء بسيطه باشد .
نوع دوم : سالهاى تامهء دور را
I
تنصيف كنيم وبه دو موضع بنهيم ويكى را أيام گيريم وديگر را دقايق أيام . آن گاه آن دقائق
I
أيام را اگر زيادت از 3 باشد به أيام مرفوع گردانيم تا تعديل أيام كبايس
I
حاصل آيد . آن گاه آن أيام را تنصيف كنيم وتعديل أيام كبايس از وى كم كنيم .
I
آنچه حاصل آيد أيام كبايس تامهء آن سالها باشد .
نوع سوم : سالهاى تامهء دور را
I
يك بار ، تنصيف كنيم وآن را دقايق أيام گيريم ؛ واگر مرفوع توان كردن با أيام رفع كنيم تا
I
تعديل أيام كبايس حاصل آيد . ديگر بار ، آن سالهاى تامه را بر 4 قسمت
I
كنيم تا أيام حاصل آيد ؛ وما بين قسمت را در 15 ضرب كنيم تا دقايق آن أيام حاصل
I
شود . دايماً آن تعديل را از وى نقصان كنيم تا أيام كبايس تامهء آن سالها حاصل
I
آيد .
نوع 4 : سالهاى تامهء دور را در / كط ضرب كنيم وبر 120 قسمت كنيم وما بين القسمة را
I
اگر 30 ماند يا زيادت ، آن را يكى گيريم وبر خارج قسمت افزائيم تا « 1 » أيام كبايس
I
تامه شود .
نوع پنجم : سالهاى تامهء دور را در دقايق وثواني أيام كه هست چندين
I
/ يدل ضرب كنيم . آنچه حاصل آيد أيام كبايس مرفوع باشد با كسور دو مرتبهء
I
آخرين از جانب أيسر كه مرتبهء كسور است دقايق وثواني باشد . آن گاه نظر كنيم
I
با آن كسور اگر چهارده دقيقه باشد يا كمتر ، آن سال ناقصهء دور كبيسه بود ؛ واگر زيادة
I
از چهارده « 2 » دقيقه باشد بسيطه بود .
اما چون خواهيم كه كبايس خاموسا وعدد هر يك
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] افرائيم يا
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] جارده