كه 120 سال ملكي است از أيام اين تواريخ نقصان كنيم يا بر آن أيام افزائيم تا أيام
I
اين تواريخ حاصل آيد در أول دور دوم گذشته يا آينده . واگر ابتداى دور سوم
I
خواهيم ، أيام دو دور [ را ] كه 240 سال ملكي است ، از أيام اين تاريخ كم كنيم يا بر آن أيام
I
افزائيم تا أيام اين تواريخ حاصل آيد در أول دور سوّم گذشته يا آينده . واز آن أيام ،
I
استخراج اين تواريخ بكنيم ؛ وباقي بر اين قياس است .
اما اگر عدد ادوار تامه وعدد
I
سالها از ادوار ناقصه خواهيم كه از تاريخ ملكي بدانيم بر سالهاى ناقصهء اين تاريخ
I
دايماً / نج برافزائيم وحاصل را بر 120 قسمت كنيم . آنچه حاصل شود عدد ادوار تامه
I
باشد اگر چنان كه از قسمت ، هيچ باقي نماند سال مطلوب ، سال آخرين بود از آن
I
ادوار تامه ؛ واگر يكى بماند سال أول بود از دور ناقص ؛ واگر دو بماند سال دوم
I
باشد از دور ناقص ؛ وباقي بر اين قياس بود .
وما دور سوّم را أصل ساختيم در استخراج
I
أوساط حركات كواكب . ومبداء اين دور روز شنبه بوده است أول فروردين ماه
I
جلالي سنهء 188 ملكي ، موافق چهارم خرداد ماه قديم سنهء 635 يزدجردى .
I
واگر ادوار آينده را از اين ادوار خواهيم كه بدانيم از سالهاى ناقصهء ملكي 187
I
نقصان كنيم وباقي را بر 120 قسمت كنيم . اگر منقسم گردد آنچه خارج شود عدد ادوار
I
تامه باشد از مبدأ دور أصل ، وآنچه باقي ماند سالهاى ناقص بود از دو [ ر ] ناقص ؛
I
وباقي بر اين قياس است .
قسم سوّم : در معرفت سالهاى كبيسه وأيام كبايس ، به حساب
I
چون عدد أيام كبايس ادوار تامه خواهيم كه بدانيم ، عدد ادوار تامه را دايماً در / كط
I
ضرب كنيم ، عدد أيام كبايس ادوار تامه حاصل آيد . واگر سالهاى كبيسه وأيام آن
I
از ادوار ناقصه خواهيم كه بدانيم ، واگرچه أنواع آن بسيار است ما پنج نوع ايراد « 1 »
هامش
( 1 ) . " ايراد " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .