تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
جمع كنيم . آنچه حاصل آيد اگر از هفت زيادت شود كه دور جمعات است ،
I
هفت از أو طرح كنيم . آنچه باقي ماند علامت أيام أسابيع سر سال باشد . واگر مدخل سر ما هي خواهيم كه بدانيم ، از برابر آن ماه درآئيم وعلامت جمعات برگيريم وبا علامت سر سال جمع كنيم تا علامت مدخل آن ماه حاصل آيد ، به همان شرط كه از دور أسابيع اگر زيادت بود دور
I
از أو بيندازيم تا مطلوب حاصل شود .
فصل پنجم : در نقل كردن أيام شهور از حساب
I
رؤيت به امر أوسط كه آن را حساب علامت نيز مىخوانند وطريق أو آن است
I
كه چون مدخل ماه به حسب رؤيت هلال معلوم بود وبه حسب امر أوسط استخراج كنيم
I
وببينيم ؛ اگر چنان كه مدخل ماه به حسب امر أوسط موافق مدخل رؤيت بود ، پس عدد أيام
I
ماه موافق أيام علامت بود . زيرا كه حساب امر أوسط را حساب علامت مىخوانند . واگر موافق نبود فضل ميان هر دو معلوم كنيم ونظر كنيم ، اگر چنانچه مدخل ماه به امر أوسط
I
مقدم است بر مدخل رؤيت هلال ، آن فضل را بر أيام ماه به حسب رؤيت افزاييم ؛
I
واگر نه ، نقصان كنيم تا أيام ماه حاصل آيد به حساب علامت يعنى به امر أوسط .
I
مثالش ؛ پانزدهم رجب از سر سال به حسب رؤيت هلال معلوم است ، خواستيم
I
كه به امر أوسط معلوم كنيم ؛ اما به حساب رؤيت هلال ، سر اين ماه پنج‌شنبه بود ، به حسب
I
امر أوسط سه‌شنبه آمد . پس فضل اين دو مدخل يافتيم چون سه‌شنبه كه به حساب
I
علامت است مقدم بود بر پنج‌شنبه كه به حسب رؤيت هلال بود ، آن فضل را بر پانزده
I
افزوديم تا هفده شد . پس دانستيم ماه رجب را كه پانزدهم بود به حسب رؤيت ،
I
هفدهم است به امر أوسط . پس در اعمال تواريخ ، هفدهم را اعتبار كنيم نه
I
پانزدهم را ؛ وباقي را بر اين قياس بايد كرد .
فصل ششم : در بسط كردن
I
سال‌ها وماه‌ها با أيام وآن سه نوع‌اند : نوع أول : ضرب كنيم سال‌هاى تامه را
I
در 10631 « 1 » ، وبر حاصل ضرب دايماً پانزده برافزائيم وبر سى قسمت كنيم و
I
هميشه كسور باقي را طرح كنيم . آنچه خارج شود از قسمت ، أيام آن سال‌هاى تامه بود .
هامش
( 1 ) . [ در حاشية آمده است : ] يك سال قمري را در سى كه مخرج خمس وسدسى است ضرب كرده و 11 كه خمس وسدس است بر وى افزوده تا مبلغ 10631 شده است . بسيد منجم