حاصل آيد كه مجنس در أيام أسابيع باشد .
قسم دوم : در مدخل ماهها
وآن سه
I
نوع باشد :
نوع أول : عدد ماههاى تامّه را به دو جاى نهيم ويكى را تنصيف كنيم . واگر كسر افتد
I
آن كسر را يكى گيريم تا نصف صحيح شود . آن را بر آن عدد ماههاى تامه افزائيم وعلامت
I
جمعات سر سال را با آن جمع كنيم وبر هفت قسمت كنيم ؛ آنچه باقي ماند رقم جمعات
I
سر ماه ناقص باشد .
نوع دوم : عدد ماههاى تامه را ضرب كنيم بر يك ونيم وكسر را جبر كنيم . آنچه حاصل آيد با علامت جمعات سر سال جمع كنيم وبر هفت قسمت كنيم . آنچه باقي ماند رقم جمعات سر ماه ناقص باشد .
نوع سوّم : در اين جدول درآئيم واز برابر آن ماه كه مدخل أو
I
خواهيم علامت فضلهء جمعات برگيريم وبه مقدار آن عدد از آن روز كه مدخل
I
سر سال است از أيام جمعات ابتدأ كنيم واز أيام جمعات بشماريم . بر آن
I
روز از أيام هفته كه عدد منتهى شود مدخل آن ماه باشد .
فصل چهارم :
I
در استخراج
I
مدخل سالها
I
وماهها از أيام أسابيع ، به جدول
وطريق أو آن است كه سالهاى ناقصهء اين تاريخ را
I
بر دويست وده « 1 » قسمت كنيم آنچه باقي ماند از قسمت ، در جدول مدخل سالهاى عربى
I
درآئيم ومثل آن عدد در جدول مجموعهاى طلب كنيم . اگر بعينه يافتيم از برابر أو علامت
I
جمعات برگيريم . واگر مثل آن نيابيم در مجموعهاى كه به تفاضل سى سى نهاديم ، عددي « 2 »
I
طلب كنيم كه از أو كمتر باشد وبدو نزديكتر ؛ واز برابر آن عدد ، علامت جمعات
I
برگيريم ونگاه داريم وآن را محفوظ خوانيم . آن گاه آن عدد جدول را از آن عدد
I
كه با ماست نقصان كنيم ؛ آنچه باقي ماند آن را در جدول مبسوط طلب كنيم ؛ اگر آن
I
عدد به سرخى نوشته باشد آن سال كبيسه بود ؛ واگر به سياهى نوشته باشد
I
بسيطه بود . آن گاه از برابر آن عدد ، علامت جمعات برگيريم وآن را با محفوظ
هامش
( 1 ) . [ در حاشية آمده است : ] دويست [ و ] ده عدد هفت دور كبس است كه در وى علامت جمعات در [ د ] ور ثامن بعينه مثل أول باشد . بسيد منجم
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] عدى