يعنى سال ابتلا ، به حكم اين آيهء وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ « 1 » .
وسال
I
چهارم را سنهء الترفيه « 2 » ،
وسال پنجم را سنهء الزلزال ؛
وسال ششم را سنه الإستيناس ؛
I
وسال هفتم را سنه الإستغلاب ؛
وسال هشتم را سنه الأستوا ؛
وسال نهم را سنه
I
البرائهء « 3 » ؛
وسال دهم را سنه الوداع . وهمچنين تا زمان اميرالمومنين عمر - رضى اللّه عنه -
I
كه از زمان هجرت هفده سال گذشته بود عادت بر اين مستمر بود تا آن گاه كه جماعتى
I
از أعيان صحابه - رضى اللّه عنهم - گفتند كه اين كارى دراز است وضبطى زيادت ندارد و
I
ممكن است كه در اين حساب غلط « 4 » واقع شود واختلاف ظاهر گردد به طول زمان . اين معنى ،
I
أو را پسنديده آمد . واستصواب صحابه ، أول سال هجرت را مبدأ تاريخ عربى ساختند
I
وايشان را اين ، مناسبتتر وبه فال نيكوتر نمود ؛ چه ظهور ملت اسلام وقوت آن از آن
I
وقت بود .
وابتداى هجرت روز دوشنبه بود هشتم ماه ربيع الأول . وأول محرم آن
I
سال به حسب امر أوسط ، روز پنجشنبه بوده است وبه حسب رؤيت هلال ، روز جمعه .
I
وچون به حسب امر أوسط مشهورتر است به سبب ضبط وعدم اختلاف ، پس ما أول
I
اين تاريخ را از روز پنجشنبه گرفتيم . وسالهاى أو قمري وضعي باشد ؛ وأول ماهها به حسب
I
رؤيت هلال . وزماني كه ميان دو هلال پياپى اتفاق افتد آن مقدار يك ماه قمري حقيقي
I
بود ؛ وآن يا سى روز باشد يا بيست ونه روز ، وضبط آن متعذر است . زيرا كه ما هي
I
معين ، بسا كه در سالى سى روز آيد وهمان ماه در سالى ديگر بيست ونه روز . ونيز
I
ممكن است كه چهار ماه پياپى سى روز آيد يا سه ماه پياپى بيست ونه روز . پس علماى
I
اين علم خواستند تا ماههاى قمري را مضبوط گردانند به ضابطهاى كه بر أهل حساب ،
I
ضبط آن آسان گردد . پس زماني را كه به حسب مسير وسط نيرين ، ميان دو اجتماع واقع
هامش
( 1 ) . آل عمران : 141
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] الترقيه
( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] البراهء
( 4 ) . [ در أصل نسخه : ] غلظ