تا رقم أيام أسابيع سر ماه ناقص حاصل شود .
نوع دوم ؛ در اين جدول درآئيم واز
I
برابر آن ماه كه مدخل أو خواهيم كه بدانيم كه علامت فضلهء جمعات برگيريم ،
I
واگر آن سال كبيسه بود علامت كبيسه برگيريم ؛ وبه مقدار آن عدد از آن روز
I
كه مدخل سر سال است بشماريم . آنجا كه عدد منتهى شود مدخل آن ماه باشد .
I
مثالش ، فرض كنيم كه سر سال دوشنبه است يعنى مدخل تشرين الأول ، و
I
مىخواهيم كه مدخل ماه شباط بدانيم . چون علامت شباط پنج مىيابيم ، از دوشنبه
I
كه سر سال است مىشماريم عدد پنج به جمعه منتهى مىشود . پس معلوم شد كه مدخل شباط ،
I
آدينه « 1 » است ؛ واستخراج مدخل ديگر ماهها بر اين قياس باشد . وجدول اين است :
I
فصل چهارم : در بيرون آوردن مدخل سالها وماهها از أيام أسابيع ، به جدول
I
وطريق أو آن است كه قسمت كنيم سالهاى ناقصه را بر بيست وهشت واز برابر عدد
I
باقي درآئيم در جدول فضله الأدوار كه از صفر نهاديم تا بيست وهفت . اگر آن
I
عدد باقي را در آن جدول به سرخى يابيم ، آن سال كبيسه بود . واگر به سياهى يابيم ، بسيطه
I
باشد ؛ از برابر أو ، علامت أيام جمعات برگيريم . آنچه حاصل آيد رقم جمعات أول تشرين
I
الأول باشد در آن سال ؛ يعنى رقم جمعات مدخل آن سال باشد . واگر مدخل ديگر ماهها خواهيم كه بدانيم از برابر آن ماه كه خواهيم علامت جمعات برگيريم . اگر سال بسيطه بود
I
از برابر بسيط واگر كبيسه باشد از برابر كبيسه ؛ وآن را با علامت جمعات سر سال
I
جمع كنيم . واگر مجموع از هفت زيادت شود كه دور جمعات است ، هفت از آن مبلغ
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] آذينه