تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
مىشود مدت يك ماه قمري گرفتند ؛ وآن هست چندين أيام ودقائق وكسور / كطلان‌ح‌ك
I
وچون اين در دوازده ضرب كردند كه عدد شهور است ، حاصل آمد مدت
I
يك سال قمري چندين أيام ودقايق وكسور / سندكب‌ام . وبه اين اعتبار ، اين سال
I
قمري اصطلاحى بود . وچون قاعدهء أهل اين صنعت چنان است كه هر كجا كسور ،
I
زيادت از نصف مىباشد آن را يكى مىگيرند وچون يك ماه قمري بيست ونه روز است
I
وسى ويك دقيقه وپنجاه ثانيه ، واين كسور چون زيادت از نصف است پس
I
به اين نسبت ، ماه أول را سى روز مىگيرند وآن كسور در ماه دوم ، كمتر از نصف مىباشد در ماه سيوم ، زيادت از نصف . لاجرم از اينجا لازم است كه يك ماه را سى روز گيرند ويك ماه را بيست
I
ونه روز تا آخر سال . پس ماه ذىحجه به اين اعتبار چندين أيام ودقائق باشد
I
/ كطكب . ونام‌هاى ماه‌هاى أو به زبان عربى بود چنان كه در اين جدول ثبت افتاده :

فصل دوم : در بيان سال‌هاى كبيسه واستخراج أيام كبايس

وطريق أو آن است
I
كه نسبت كنيم بيست ودو دقيقه را كه كسور سال‌هاى عربى است به شصت كه دقايق يك
I
روز است وآن خمس وسدس اوست ؛ وأقل مخرجى كه آن را خمس وسدس صحيح
I
باشد ، سى است كه خمس أو شش بود وسدس أو پنج ، ومجموع هر دو يازده باشد .
I
پس از اينجا لازم آيد كه در مدت سى سال ، يازده روز كبيسه باشد . پس هر دو سال
I
يا سه سال كه آن كسور جمع شود ، يك روز يا زيادت از نصف روزى گردد ؛
I
در آن سال ، ماه ذوالحجه را سى روز گيرند وآن سال ، سيصد وپنجاه وپنج روز
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 56 | محمد بن علي منجم وابكنوي