نيز رسيده باشد ودر اين روز ، زر سرخ نثار كنند وشادى كنند .
فصل دوم :
I
در بيان سالهاى كبيسه ومعرفت أيام كبايس
چون خواهيم كه سالهاى كبيسهء رومى را
I
بدانيم . وسال كبيسه ، آن است كه آن أرباع أيام ، در وى جمع شده باشد وزيادت از نصف
I
روزى شده وآن سيصد وشصت وشش روز باشد ؛ وماه شباط را در آن
I
سال ، بيست ونه روز شمرند . وچون مخرج
I
ربع ، چهار است كه دور كبايس رومى باشد ومبداء دور كبس سال شمسي ، پيش از مبدأ اين
I
تاريخ بوده است به دو سال ، پس بر سالهاى تامهء اين تاريخ ، دو عدد بايد افزودن
I
تا ابتدأ از مبدأ دور ، كبس كرده باشند . واگر بر سالهاى ناقصه ، يك عدد افزايند همان حكم
I
داشته باشد . پس دايماً يك عدد به سالهاى ناقصهء اين تاريخ افزائيم وبر چهار قسمت
I
كنيم اگر ما بقي القسمة چيزى نماند آن سال ناقصه ، كبيسه بود ؛ واگر چيزى باقي ماند بسيطه
I
باشد وماه شباط را در آن سال ، بيست وهشت روز بايد شمردن . آن گه نظر كنيم
I
به خارج قسمت تا چند است ، آنچه باشد آن عدد أيام كبايس باشد از أول اين تاريخ
I
تا أول آن سال ناقصه ؛ وعدد سالهاى كبيسه نيز همان بود .
واگر خواهيم كه عدد
I
أيام كبايس به جدول بدانيم ؛ از برابر سالهاى اين تاريخ درآئيم در جدول أيام مرفوعهء
I
تواريخ ؛ واز جدول تاريخ رومى وفارسي ، أيام مرفوعه برگيريم وهر يكى را جدا جدا
I
بنهيم . آن گه فضل ميان هر دو عدد معلوم كنيم . آنچه حاصل آيد عدد أيام كبايس بود
I
مرفوع از آن « 1 »
I
سالها . آن را بسط كنيم تا أيام كبايس حاصل آيد .
فصل سيوم :
I
در استخراج مدخل سالها وماهها از أيام أسابيع ، به حساب
وآن دو قسم است :
قسم
I
أول : در معرفت مدخل سالها
وآن سه نوع است :
نوع أول ؛ ضرب كنيم سالهاى تامه را
هامش
( 1 ) . " آن " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .