تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
به زير شعاع أو بود و « 1 » كواكب شبى به شب ؛ پانزدهم ، بودن كوكب متيامن از آفتاب وآن وقتي
I
بود كه كوكب در نصف ليلى باشد از فلك ؛ شانزدهم ، دريجان ؛ هفدهم ، اردجان ؛ هجدهم ، هفت بهر « 2 » . وهر
I
يكى از اين أصناف در اين مرتبه چهار بهره دارد از قوت . قسم سوم در بيان قوت‌هاى حقير اثر ، وعدد
I
أصناف آن شانزده است : سه در مرتبهء أعلى از اين قسم : أول ، وجه سعد ؛ دوم ، نه بهر سعد ؛ سوم ، دوازده
I
بهر سعد . وهر يكى از اين أصناف در اين مرتبه سه بهره دارد از قوت وهشت در مرتبهء أوسط
I
از اين قسم : أول ، دريجان سعد ؛ دوم ، اردجان سعد ؛ سوم ، دوازده بهر سعد ؛ چهارم ، درجهء مذكر ، مذكر را ؛
I
پنجم ، درجهء مونث ، مونث را ؛ ششم ، نصف صاعد ؛ هفتم ، برج موافق مزاج ؛ هشتم ، برج موافق خلق . و
I
هر يكى از اين أصناف در اين مرتبه دو بهره دارد از قوت وپنج در مرتبهء أسفل از اين قسم : أول ، نيم بهر ؛
I
دوم ، برج شمالي ؛ سوم ، برج دوست ؛ چهارم ، برج مستقيم الطلوع ؛ پنجم ، ولايت آفتاب وماه را .
I
وهر يكى از اين أصناف در اين مرتبه يك بهره دارد از قوت . اما أصناف ضعف‌ها : چون از
I
بيان أصناف قوت‌هاى كواكب فارغ شديم خواستيم كه شروع كنيم به بيان أصناف ضعف‌ها
I
وعدد أصناف آن نود ويك باشد ، وبهره‌هاى ضعف اين أصناف چهارصد وهشتاد وپنج است
I
وآن نيز بر سه قسم است : قسم أول ، در بيان ضعف‌هاى عظيم اثر ، وعدد أصناف آن سى وهفت است ؛
I
هفت در مرتبهء أعلى از اين قسم : أول ، وبال ؛ دوم ، درجهء هبوط ؛ سوم ، احتراق ؛ چهارم ، كسوف
I
شمس را ؛ پنجم ، خسوف قمر را ؛ ششم ، كسف كواكب را ؛ هفتم ، جرم ثابتهء نحس . وهر يكى از اين أصناف
I
در اين مرتبه نه بهره دارد از ضعف ، وشش در مرتبهء أوسط از اين قسم : أول ، برج هبوط وحد
I
هبوط ؛ از أول برج هبوط بود تا درجهء هبوط بهترين أقوال ؛ دوم ، رجعت ؛ سوم ، تحت الشعاع ؛
I
چهارم ، طريقهء محترقه نيرين را خاصه وآن از درجهء هبوط شمس بود تا درجهء هبوط ماه ؛ پنجم ، انخفاظ « 3 »
I
فلك : يعنى فلك آن كوكب در زير فلك آفتاب بود ؛ ششم ، جزو مقدم ودو تربيع أو . وهر يكى از اين
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] زو ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] منقبهر ( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] انخفاط
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 369 | محمد بن علي منجم وابكنوي