تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
از ضعف ، ويازده در مرتبهء أسفل از اين قسم : أول ، بيت زايل ؛ دوم ، بيت ترح كه ضد فرح باشد ونظير
I
أو ؛ سوم ، بيت ضعف كه نظير بيت قوت بود ؛ چهارم ، بيت مذكر ، مونث را ؛ پنجم ، بيت مونث ، مذكر را ؛
I
ششم ، بيت نحس ؛ هفتم ، ضعف خداوند خانه ؛ هشتم ، مناكرت ؛ يعنى بودن كوكب نهارى در خانهء كوكب
I
ليلى وبودن كوكب ليلى در خانهء كوكب نهارى ؛ نهم ، حصار ميان دو نحس ؛ دهم ، عقدهء جوزهر متحيره را ؛ يازدهم ،
I
متياسر از آفتاب وآن وقتي بود كه كوكب در نيمه روزى باشد از فلك . وهر يك از اين أصناف
I
در اين مرتبه چهار بهره دارد از ضعف . قسم سوم : در بيان ضعف‌هاى حقير اثر ، وعدد أصناف آن
I
هجده است ؛ پنج در مرتبهء أعلى از اين قسم : أول ، درجهء نحس ؛ دوم ، نه بهر نحس ؛ سوم ، دوازده بهر نحس ؛ چهارم ، درجهء
I
مظلمه ؛ پنجم ، درجهء نيرهء زحل را خاصه . وهر يكى از اين أصناف در اين مرتبه سه بهره دارد از ضعف ، وده
I
در مرتبهء أوسط : أول ، دريجان نحس ؛ دوم ، اردجان نحس ؛ سوم ، هفت بهر نحس ، چهارم ، درجهء قتمه ؛ پنجم ، درجهء
I
مونث ، مذكر را ؛ ششم ، درجهء مونث ، مذكر را ؛ هفتم ، بودن نير در درجات دالهء على العما ؛ هشتم ، بودن كوكب
I
در نصف هابط از فلك ؛ نهم ، برج مخالف مزاج ؛ دهم ، برج مخالف خلق . وهر يكى از اين أصناف
I
در اين مرتبه دو بهره دارد از ضعف ، وسه در مرتبهء أسفل از اين قسم : أول ، برج جنوبي ؛ دوم ، برج دشمن ( ؟ ) ؛
I
سوم ، برج معوج الطلوع . وهر يكى از اين أصناف در اين مرتبه يك بهره دارد از ضعف . فايده : چنان كه هيچ
I
شخصي نيست در هيچ وقتي كه نه قوت أو ممزوج است به ضعفي ، وضعف أو به قوتى . همچنان نيز هيچ كوكبى نيست
I
در هيچ موضع كه نه قوت أو ممزوج است به ضعفي وضعف أو ممزوج است به قوتى . بدين سبب واجب بود
I
كه در حال كوكبى كه مدار حكم بر أو باشد نيك تأمل كنيم وأصناف قوت وضعف أو را تمام بيرون آوريم
I
ونظر كنيم كه بهره‌هاى قوت أو بيشتر است يا بهره‌هاى ضعف . حكم بر أغلب كنيم وبه جهت اين دستوري
I
ساختيم بر اين مثال . اما چون از بيان قوت وضعف كواكب فارغ شديم در اين باب ، مهم‌تر آن
I
بود كه به بيان استخراج عطيهء عمر مولود شروع كنيم وآن از معرفت هيلاج وكدخداه معلوم شود .
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 372 | محمد بن علي منجم وابكنوي