عطارد در تاسع ؛ چهارم ، بيت مذكر ، مذكر را ؛ پنجم ، بيت مونث ، مونث را : يعنى خانههاى فرد را مذكر
I
مىدارند وخانههاى زوج را مونث ؛ ششم ، بيت سعد ؛ هفتم ، مثلثهء ثالثهء سعد ؛ هشتم ، قوت خداوند
I
خانه واين را نصرت نيز خوانند ، بدان سبب كه خداوند آن خانه ناصر آن كوكب باشد ودليل
I
عاقبت اوست ؛ نهم ، أعانت ؛ دهم ، استعانت ؛ يعنى زحل مريخ را أعانت كند واز زهره استعانت
I
خواهد ، ومشترى زهره را أعانت كند واز قمر استعانت خواهد ، مريخ شمس را أعانت كند واز زحل
I
استعانت خواهد ، وآفتاب هيچ كوكب را معونت نكند واز مريخ استعانت خواهد ، وزهره ، زحل
I
وقمر را أعانت كند واز مشترى استعانت خواهد ، وعطارد به سبب زيركى هيچ كوكب را أعانت
I
نكند واز هيچ كوكب استعانت نخواهد ، وقمر مشترى را أعانت كند واز زهره استعانت خواهد ،
I
واين اعتبار به نسبت اشراف كواكب بود .
مثالش : چون آفتاب در شرف خود بود كه خانهء
I
مريخ است وقوى حال گردد ، پس مريخ أو را معونت كرده باشد به حسب بيت . اما اگر آفتاب
I
متصل شود به مريخ كه صاحب بيت شرف اوست ، از أو اكتساب شرف كند . پس استعانت
I
خواسته باشد از أو ؛ وباقي بر اين قياس است .
يازدهم ، نعمت ؛ دوازدهم ، مكافات ومعنى مكافات
I
آن است كه اگر كوكبى در درجهء هبوط يا در درجهء نيّر افتاده باشد چون كوكبى كه دوست أو بود بدو
I
متصل شود أو را از آن نحوست رسيده باشد ودست گرفته ومكافات ، مكافات اين نعمت است ؛
I
اما دوستان آفتاب ، ماه ومريخ ومشترى است ودوستان قمر ، شمس وعطارد ودوستان
I
زحل ، عطارد وزهره ودوستان مشترى ، قمر وشمس ومريخ ودوستان مريخ ، قمر وشمس و
I
مشترى ودوستان زهره ، عطارد وزحل ودوستان عطارد ، زهره وآفتاب .
سيزدهم ،
I
حصار ميان دو سعد وآن چنان بود كه كوكبى ميان دو كوكب سعد باشد يا ميان شعاع هر دو
I
در يك برج يا در دو برج كه پيش وپس أو باشد ؛ چهاردهم ، قوت آفتاب از بودن كواكب روزى