در جدول جيب طلب كنيم ، اگر مثل آن يابيم بعينه ، از برابر آن از بالاى جدول قوس
I
أو برگيريم واگر مثل آن نيابيم ، عددي طلب كنيم كه كمتر از آن عدد باشد وبه آن نزديكتر ،
I
وقوس از برابر آن عدد برگيريم ونگاه داريم . آن گاه آن عدد را از آن عدد جيب كه
I
با ماست نقصان كنيم . آنچه باقي ماند آن را فضله خوانيم وآن عدد فضله را در زير آن جدول
I
جيب ، طلب داريم در مرتبهء دقايق . اگر مثل آن يابيم از برابر آن از أيمن دقايق برگيريم
I
واگر مثل آن نيابيم از برابر عددي كه از أو كمتر بود وبدو نزديكتر ، دقايق برگيريم وبا آن
I
قوس أضافت كنيم . آن گاه آن عدد جدول را از آن فضله نقصان كنيم آنچه باقي
I
ماند آن را نيز در همان جدول طلب كنيم وهمين عمل كنيم تا ثواني آن قوس حاصل آيد . آن را
I
از پس دقايق آن قوس ثبت كنيم تا قوس آن جيب حاصل آيد . اجزا ودقايق وثواني وباقي
I
بر اين قياس باشد .
فصل 3 : در معرفت وتر هر قوسي وعكس آن از جدول جيب
I
چون خواهيم كه وتر قوسي بدانيم آن قوس را تنصيف كنيم وجيب نيمهء آن قوس بگيريم وآن
I
جيب را تضعيف كنيم تا وتر آن قوس حاصل آيد . اما اگر قوس وترى خواهيم كه بدانيم ،
I
آن وتر را تنصيف كنيم تا جيب نصف آن قوس حاصل آيد . آن را قوس بگيريم در جدول
I
جيب وآن قوس را تضعيف كنيم تا قوس آن وتر حاصل شود .
فصل 4 : در معرفت سهم هر قوسي
I
وعكس آن
وآن دو نوع است :
نوع أول آن است كه از برابر هر قوسي كه خواهيم در جدول سهم
I
درآئيم وسهم برگيريم معدل به تعديل ما بين السطرين . واگر خواهيم كه از سهم قوس معلوم كنيم ، آن سهم را
I
در جدول سهم مقوس كنيم وقوس برگيريم معدل به تعديل ما بين السطرين .
نوع دوم آن است
I
كه سهم از جدول جيب معلوم آن كنيم . پس نظر كنيم به آن قوس كه سهم أو مىخواهيم كه معلوم
I
كنيم . اگر چنان كه كمتر از نود درجه است يا زيادة از دويست وهفتاد درجه ، جيب تمام آن