ولادت ، اگر طالع مولود رصدى باشد يا تخمينى ، شروع نمائيم . بعد از آن به تعيين مكان ولادت ،
I
ومعرفت طول وعرض آن موضع ، سعى بليغ كنيم . بعد از آن در نصف النهار مقدم وتالي ، ولادت
I
شمس را تقويم كنيم بر طول مذكور ، ومطالع فلكى وبلدي هر يك معلوم كنيم . وبدان واسطه ساعات
I
تمام روز وشب ولادت استخراج كنيم واجزاى ساعات حقيقي آن شبانروز واجزاى ساعات
I
زماني آن روز يا شب كه اتفاق ولادت در آن بوده است بيرون آوريم . واستخراج طالع
I
ولادت كنيم چنان كه معهود است .
وتعيين زمان سقوط نطفه ، وتحقيق طالع ابتداى كون با جميع دلايل
I
آن ، واستخراج تقويم مشترى در أول ماه دوم از مسقط ، واستخراج تقويم مريخ در أول ماه سوم
I
آن ، واستخراج شمس در أول ماه چهارم آن ، واستخراج تقويم زهره در أول ماه پنجم آن ، واستخراج
I
تقويم عطارد در أول ماه ششم آن ، واستخراج تقويم ماه در أول هفتم آن ، وأحوال قوت وضعف
I
هر يك را بدانيم در تمام آن ماه تا از آنجا معلوم كنيم كه كدام كوكب در زمان تربيت خود قوى حال
I
بوده است وكدام ضعيف حال .
واين جملهء مهمات است بدان سبب كه تمامت أحوال جسماني ورو
I
حانى مولود از قوت وضعف وصحت ومرض وآنكه اثر مزاج كدام كوكب در خلقت أو قوىترند
I
واز آن كدام ضعيفتر ، از اين دلايل مىتوان دانستن . واين قانوني است در احكام مواليد زيرا
I
كه دلايل طالع ابتداى كون در احكام خلقت مولود ، أصل است ودلايل طالع ولادت ، فرع آن . و
I
قاعدهء أصحاب اين صنعت چنان است كه چون أصل معلوم نباشد فرع را بدل آن به كار
I
دارند .
بعد از آن به چهار طالع ودو جزو احتياج افتد كه بيرون آوريم ؛ أول ، طالع قران علوين
I
كه مقدم باشد بر ولادت ؛ دوم ، طالع سال ولادت ؛ سوم ، طالع اجتماع يا استقبال مقدم بر ولادت ؛
I
چهارم ، طالع جلوس سلطان بر تخت ملك يا مستولى شدن أو بر مملكتي . واگر طالع آن زمان
I
معلوم نبود طالع آن سال را بدل آن طالع به كار داريم .
وحكم طالع قران نيز همچنين است وآن دو جزو :