وطالع ليلى به حسب ارتفاع كوكبى بود ، از كواكب بود ثابته يا سياره ، وآن سياره يا كواكب علوي باشد چون « 1 »
I
زحل ومشترى ومريخ ، يا سفلى بود چون قمر . وطريق استخراج هر يكى از اين أنواع گفتهايم
I
به شرح وبسط در مقام خويشتن ؛ اكنون مىخواهيم كه ترتيب مراتب اعمال آن را پيدا كنيم تا منجم به گاه شروع
I
كردن در آن اعمال متوقف نشود ومتحير نگردد . وفايدهء هر يكى را بيان كنيم تا ملامت به خاطر « 2 » خود
I
راه ندهد ومباشرت آن را واجب داند واعمال آن را از لوازم شمرد . واگرچه مراتب مردم بسيار است
I
اما چون ترتيب اعمال طوالع مواليد را در سه مرتبه يعنى أعلى وأوسط وأدنى بيان كنيم ، باقي مراتب
I
از آنجا معلوم گردد . وابتدأ از مرتبهء أعلى كردن موافقتر دانستم براي دو معنى ؛ يكى به حكم آنكه گفتهاند
I
النجوم للملوك . پس بر منجم واجب بود كه در طالع مولد پادشاهان ، بر جميع دلايل معتبره محيط شود .
I
بدان سبب كه حكم ايشان شامل جميع خلايق است وهرچه از مقتضيات دلايل فلكى ديگر ، آن را بالقوة
I
بود ايشان را بالفعل باشد . ديگر جهت تكميل صنعت تا منجم بر أصول وفروع اين صنعت وقوف
I
تمام حاصل كند وترتيب اعمال آن را به حسب هر مرتبه تعيين تواند كرد . واحاطه بر اين اعمال جز در مرتبهء
I
أعلى صورت نبندد اكنون بعد از تقرير اين رسايل واجب دانستيم به تحرير آن دلايل شروع
I
نمودن ؛ وتقديم بعضي اعمال را بر بعضي ضروري دانستن چنان كه
در جميع طوالع مواليد ، ابتدأ به نام
I
خداى تعالى كنيم وخطبهاى به تازى يا فارسي در قلم آوردن واجب دانيم . بعد از آن تخلص به ألقاب
I
واسم مولود كنيم به عبارتى هرچه لطيفتر . بعد از آن به تصحيح تواريخ شروع نمائيم واستخراج بعضي از
I
بعضي ، وامتحان هر يكى كردن به ميزاني كه بدان مخصوص است تا خللى يا زللى بدان راه نيابد . زيرا
I
كه فساد آن ، به جميع اعمال آن طالع مولود واصل شوند . بدان سبب كه أصول حركات كواكب
I
به آن مضبوط است وتسييرات وانتهاات ودلايل تحويل بر آن مربوط كه قواعد احكام مبنى است
I
بر آن دلايل .
بعد از آن به ذكر زمان ولادت ، وبيان گرفتن ارتفاع ، يا دانستن ساعات
هامش
( 1 ) . " چون " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] خطاطر