تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
باشد ، ببينيم تا آن روز به كدام كوكب منسوب است . در آن هفته شبى كه منسوب بود به آن كوكب ،
I
نوبت آفتاب را باشد . باز بعد از آن به روز آن كوكب نوبت به آفتاب رسد به همين ضابطه تا
I
اجتماع ديگر . مثالش : فرض كرديم كه اجتماعي اتفاق افتاد روز يكشنبه كه منسوب است به شمس .
I
بعد از آن نوبت به شب پنجشنبه رسد كه هم منسوب است به آفتاب . پس به اين اعتبار ، نوبت أيام
I
بست داير بود در روز يكشنبه وشب پنجشنبه تا نه بار كه ابتدأ از اجتماع ديگر كرده شود
I
وباقي بر اين قياس باشد . اما معرفت ساعات بست : اگر اجتماع به روز بود ، اجزاى ساعات
I
زماني آن روز بيرون آوريم ؛ واگر به شب باشد ، اجزاى ساعت زماني آن شب را بدانيم .
I
آن گاه ساعات اجتماع را در پانزده ضرب كنيم وبر اجزاى ساعات زماني قسمت كنيم تا ساعات
I
معوجهء اجتماع حاصل آيد . آن را ساعات أصل نام كنيم . آن گاه اگر در تقويم ، ساعات معوجه ثبت
I
كنيم ، همان ساعات أصل را بعينه مىنويسيم بي زيادت ونقصان در آن روز يا شب كه نوبت
I
به أو رسيده باشد . واگر ساعات مستوى خواهيم كه ثبت كنيم در آن روز يا شب كه نوبت
I
به أو رسيده بود ، اجزاى ساعات زماني استخراج كنيم وآن ساعات أصل را در آن ضرب كنيم
I
وبر پانزده قسمت كنيم تا مبدأ ساعات بست حاصل آيد از آن روز يا شب از ساعات مستويه
I
در برابر آن روز در تقويم در جدول ساعات بست ثبت مىكنيم . طريقي ديگر : ساعات
I
اجتماع را بر ساعات تمام آن روز يا شب كه اجتماع در وى است قسمت كنيم . آنچه حاصل آيد
I
آن را دقايق معيار خوانيم . آن گاه در هر روز يا شب كه نوبت ساعات بست بدو رسد ، دقايق
I
معيار را در ساعات تمام آن روز يا شب ضرب كنيم تا ساعات بست حاصل آيد .
فصل 2 :
I
در بيان دستو [ ر ] مواليد وترتيب اعمال آن اما چون پيش از اين بيان كرديم كه طالع مولود يا رصدى
I
باشد يا تخمينى ، وطالع رصدى يا ارتفاعى بود يا غير ارتفاعى ، وطالع ارتفاعى يا ليلى بود يا نهارى ،
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 358 | محمد بن علي منجم وابكنوي