برابر تاريخ ملكي چنان كه معهود است وسط آفتاب برگيريم وحركت اوجات ، وبدان أوج را معدل
I
گردانيم واگر احتياج افتد تعديل ما بين الطولين بكنيم تا وسط شمس حاصل آيد به حسب آن طول كه
I
ما خواهيم به غير از طول مراغه . آن گاه أوج معدل را از وسط كم كنيم تا مركز حاصل آيد . آن را در برابر أول
I
فروردين ماه در جدول مركز بنويسيم وليكن در حساب مركز به دقايق بسنده كنيم . ووسط را
I
از برابر همين روز در جدول وسط بنويسيم وليكن در حساب راندن وسط ثواني را اعتبار
I
كنيم واين را وسط أصل سر سال خوانيم ومركز را همچنين . آن گاه از برابر أوايل شهور ملكي ، وسط آفتاب
I
ومركز بر مىگيريم وهر يك را بر جنس أو بر أصل سر سال مىافزائيم ودر جدول أو از برابر آن
I
ماه مىنويسيم تا آخر دستور سال كه ششم از مسترقه است . آن گاه چون مركز ووسط آفتاب
I
در أول شهور ملكي تمام بيرون آورده باشيم وخواهيم تا به حسب أيام هر ماه بيرون آوريم درآييم در جدول
I
أيام واز برابر يازدهم وبيست ويكم ، وسط آفتاب بر مىگيريم وآن را بر مركز ووسط
I
شمس بر سر ماه مىافزائيم واز برابر آن روز مىنويسيم . بعد از آن به استخراج تقويم
I
شروع كنيم چنان كه تقويم همه روز كه مىكنيم از برابر آن روز مى
I
نويسيم ، وتقويم را در جدول تقويم وبهت را در جدول بهت وآن بهت
I
ده روزه است آن را بر ده قسمت كنيم يا در شش دقيقه ضرب كنيم تا بهت يك روزهء
I
شمس حاصل آيد واين را بهت أوسط مىخوانيم . در پهلوى بهت ده روزه
I
بنويسيم وبهت يك روزهء أو پيش از آن به استقصاى تمام بيرون آوريم
I
وآن را بهت سابق خوانيم تا به وقت بسط تقويم أو به كار آيد .
وصورت
I
جدول اين است كه در صفحهء أول جزو مذكور مىبايد كشيدن ؛ واين را
I
جدول دستور تقومى آفتاب خوانيم . - واللّه أعلم وأحكم -