اما مثال دستور قمر چنان است كه ابتدأ از صفحهء چهارم كنيم از آن جزو مذكور ،
I
وبر دوازده صفحهء ديگر دوازده جدول بركشيم . هر صفحهاى به جهت يك ماه چنان كه اقسام طولى
I
يازده ماه منقسم بود به شانزده قسم ، واز آن ماه دوازدهم به نوزده به زيادت سه قسم جهت أيام
I
مسترقه . واقسام عرضى أو منقسم بود به بيست ويك قسم . آن گاه در قسم أول طولى وعرضى بنويسيم
I
كه أيام الشهر واز اقسام عرضى در قسم دوم بنويسيم كه المركز ودر تعديل ، الأول ودر چهارم ،
I
الخاصة ؛ وباقي صفوف را ألقاب چنان كه در جدول مكتوب است . واعداد طولى بر آن منوال
I
كه در جد [ و ] ل مبسوطهء تقويم شمس بيان كرديم . آن گاه به زيج رجوع كنيم ووسط ماه ومركز وخاصه ووسط
I
جوزهر برگيريم ، وآن را از دوازده برج بكاهيم تا تقويم جوزهر حاصل شود . هر يك را در دستور
I
در جدول أو ثبت كنيم در أول سال تا أصل سر سال حاصل آيد . آن گاه چنان كه در شمس گفتيم
I
أصول حركات ماه را در أول ماهها وده روزها بيرون آوريم . آن گاه حركت يك روزه را بر آن
I
مثال كه در بسط تقويم آفتاب بيان كرديم وبر حركات ده روزهء مقدم مىافزاييم تا حركات