تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
دانند . چنان كه در تسييرات اگر درجهء قسمت در قسمي افتد از اقسام نه بهرات ، صاحب آن نه بهر را
I
به جاى قاسم شمرند وشريك أو را به جاى شريك قاسم . اما نسبت هفت بهر آن است كه هر برجى را به هفت
I
قسمت متساوي كنند كه هر قسمي از آن ، چهار درجه وهفده دقيقه بود ونه ثانيه به تقريب . وهر قسمي را
I
از آن به كوكبى دهند چنان كه قسم أول را به صاحب آن برج دهند وقسم دوم را به كوكبى كه زير أو باشد ؛ بر همين
I
ترتيب تا آخر اقسام . وهر كوكب كه در هفت بهر خود باشد در قوت آن كس است كه در مرتبهء خود باشد .
I
اما نسبت نيم بهر آن است كه از هر برج مذكر ، نيمهء أول را به شمس دهند كه آن پانزده درجه بود ؛ ونيمهء
I
آخر را به قمر . واز هر برج مونث ، نيمهء أول را به قمر دهند ؛ ونيمهء آخر را به شمس . واين مذهب أهل هند است .
I
وهر نيّر كه در نيم بهر خود باشد قوت أو بيشتر بود . وبه جهت هر يك از اين أرباب شهادات ،
I
جدولى نهاديم تا به وقت حاجت ، أرباب شهادات از آنجا برگيريم . ومعرفت اين‌ها در طوالع مواليد
I
وتحاويل واجب است به جهت استخراج احكام ، بدان سبب ايراد كرديم .
فصل نهم : در استخراج
I
اسابع بروج وكواكب وطريق أو آن است كه از برابر سال‌هاى تامهء عمر مولود درآئيم در جدول أيام
I
مرفوعهء تاريخ ملكي ، وأيام برگيريم ؛ وآن را بر هفت قسمت كنيم . واگر در ميان چيزى ماند آن را طرح كنيم .
I
وبه عوض آن ، يكى بر خارج قسمت افزائيم وآن حاصل را محفوظ خوانيم . آن گاه اگر اسابع بروج خواهيم
I
آن محفوظ را بر دوازده قسمت كنيم آنچه باقي ماند ، به عدد آن از برج طالع بشماريم ؛ آنجا كه عدد
I
منتهى شود از بروج ، نوبت آن أسبوع كه تحويل در آن اتفاق افتاده است به آن برج رسيده
I
باشد . واگر در ميان ، چيزى باقي نمانده بود از قسمت ، نوبت آن أسبوع به برج دوازدهم طالع رسيده
I
باشد . واگر اسابع كواكب خواهيم تا بدانيم آن محفوظ را بر هفت قسمت كنيم . آنچه باقي ماند به عدد آن ،
I
از صاحب طالع بشماريم ، به نسبت عدد أفلاك كواكب را از بالا به زير . آنجا كه عدد منتهى شود ،
I
نوبت آن أسبوع كه تحويل در وى اتفاق « 1 » افتاده است به آن كوكب رسيده بود . آن را از برابر
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] افتاق
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 337 | محمد بن علي منجم وابكنوي