سال گيرند . پس چنان كه عمر طبيعي هر مولودى متفاوت است به سبب تفاوت قوت وضعف
I
طبيعت هر يك ، همچنان نيز مدت نوبت أسنان هر يك نيز متفاوت است ؛ پس منجم را اگر ذهني
I
صافي باشد وعلمي وافر ، بعد از آنكه مقدار عطيهء عمر مولودى را به تحقيق رسانيده باشد
I
به آن نسبت تقسيم آن تواند كرد .
اما صاحب دور : كوكبى است كه نوبت سال براي حكم آن سال به وى
I
رسد به آن اعتبار كه ابتدأ از صاحب طالع كنند به مذهب حكماى روم ، واز صاحب ساعت
I
ولادت به مذهب حكماى بابل ، را در صاحب ساعت اعتقادي عظيم است وآن را از اسرار نجوم مىدارند .
I
ومثال أو آن است كه حكم سال ولادت از آن كوكب كنند وحكم سال دوم از آن كوكب كه در زير فلك
I
اوست ؛ بر همين ترتيب تا چون نوبت به قمر رسد باز ابتدأ از زحل كنند ودور أو بر هفت سال
I
داير است ، چنان كه سال هشتم نوبت به همان كوكب مىرسد كه ابتدأ از أو كرده باشند . واگر در اعمال
I
تحاويل ، اعتبار هر دو مذهب كنند بهتر باشد .
ومنجمان ما به مذهب أهل بابل عمل مىكنند .
اما صاحب
I
فردار : آن است كه هفتاد سال را از عمر مولود بر هفت قسمت مختلف كردهاند وهر قسمي را به كوكبى
I
داده ، چنان كه ده سال را به شمس دادهاند ، ونه ، قمر را ، ويازده ، زحل را ، ودوازده ، مشترى را ، و
I
هفت ، مريخ را ، وهشت ، زهره را ، وسيزده ، عطارد را . ودر مواليد نهارى ، ابتدأ از شمس كنند
I
كه صاحب نوبت روز است ونوبت شمس را بود ؛ بعد از آن زهره را ، بعد از آ [ ن ] عطارد ، بر ترتيب
I
أفلاك تا به قمر تا باز نوبت به زحل رسد .
ودر مواليد ليلى ، ابتدأ از قمر كنند كه صاحب نوبت
I
شب است ، وهمين ترتيب نگاه دارند تا به تمامى هفتاد سال . آن گاه سه سال را رأس دهند ، ودو سال ذنب را . ومدت نوبت هر قسمي را باز به هفت قسمت متساوي كنند ، وقسم أول را
I
به همان كوكب صاحب نوبت دهند بي شركت ديگرى ، وقسم دوم را به كوكبى دهند كه زير أو باشد
I
فلك أو ؛ همچنين بر ترتيب أفلاك . وآن كوكب را شريك فردار خوانند . وبه جهت اين جدولى نهاديم :