اين نهاديم تا مدت أيام يك سال شمسي كه چون مدت معلوم باشد از برابر آن از جدول ،
I
قوس انتها مىگيريم وبر برج انتها مىافزائيم تا مواضع انتها حاصل آيد به حسب آن مدت . و
I
اگر دليل معلوم شده باشد ومدت مجهول ، بعد بگيريم از برج انتها تا دليل به درجات
I
سوا تا قوس انتها حاصل شود . آن را در آن جدول مقوس كنيم تا مدت رسيدن انتهاى سنوى
I
بدان دليل معلوم شود از أيام سال . وچون اين انتهاى تسييرى است به درجات سوا وهر سال
I
يك برج ميرانيم ، پس در أول هر سال به وقت تحويل ، انتهاى طالع به آن برج رسد كه نوبت
I
اوست به همان درجات ودقايق كه در أصل ولادت بود . واگر تحويل در نصف النهار نباشد ،
I
ساعات بعد از زمان تحويل تا نصف النهار تالي معلوم كنيم وحصهء آن ساعات از جدول
I
انتهاى سنوى بدانيم ؛ وآن را بر درجات ودقايق برج انتها افزائيم تا موضع انتها حاصل آيد
I
در نصف النهار تالي . آن را در جدول انتهاى سنوى ثبت كنيم به ازاى آن نصف النهار وحصهء
I
شهور ، وأيام از آن جدول برگيريم وبر آن افزائيم تا آخر سال .
قسم دوم : در شرح انتهاى شهري
I
وآن چنان باشد كه دلايل طالع أصل را هر سال سيزده برج رانند تا آخر سال نوبت انتها
I
به برج درجهاى رسيده باشد كه انتهاى سنوى به آنجا رسيده بود . وحصهء يك روز يك درجه
I
وچهار دقيقه وچهار ثانيه باشد . وچون مدت معلوم بود وخواهيم تا موضع انتها بدانيم
I
آن أيام را در اين مقدار ضرب كنيم ، وحاصل را بر برج ودرجهء انتهاى سنوى افزاييم تا موضع
I
انتها حاصل آيد به حسب آن مدت . وبه جهت اين جدولى نهاديم تا مدت أيام يك سال
I
شمسي كه چون مدت معلوم بود ، از برابر آن از جدول قوس انتها مىگيريم ، وآن را بر برج
I
ودرجهء انتهاى سنوى در أول سال مىافزائيم تا موضع انتهاى شهري حاصل آيد به حسب
I
آن مدت .
واگر دليل معلوم بود ومدت مجهول ، بعد بگيريم از برج ودرجهء انتهاى سنوى