در أول سال تا به آن دليل به درجات سوا تا قوس انتها حاصل آيد شهري . آن در جدول
I
مقوس كنيم تا مدت رسيدن انتهاى شهري بدان دليل حاصل شود از أول سال .
اما بعضي از أصحاب
I
احكام انتهائى ديگر مىرانند كه در ما هي دورى تمام شود با مقدار حصهء آن ماه از انتهاى شهري ،
I
وآن را انتهاى يومى خوانند ؛ وحصهء يك روز سيزده درجه وپنجاه وسه دقيقه بود . وكساني كه اعتبار
I
احكام كنند در هر ساعتي از روز وشب آن را به كار دارند . وچون در آن فايده زيادت نبود
I
نياورديم واگر كسى خواهد كه اعتبار آن كند به قوت اين أصول كه بيان كرديم استعمال آن تواند
I
كرد .
فصل 8 : در بيان كواكب نوبت وأرباب حظوظ وشهادات
وآن سه قسم است :
قسم أول :
I
در شرح كواكب نوبت
وآن سه نوع است :
أول ، صاحب نوبت عمر مولود ؛ دوم ، صاحب
I
دور ؛ سوم ، صاحب فردار .
اما صاحب نوبت : سن مولود است بدان سبب كه أحوال مولود
I
در پرورش وكاهش از أول عمر تا آخر ، بر هفت قسم است وهر قسمتى را سنى خوانند كه مولود
I
از روى خلق وخلق بر مزاج كوكبى بود كه آن كوكب صاحب آن سن باشد . چنان كه در سن
I
طفوليت كه آغاز باليدن است ، حال مولود بر مزاج قمر باشد ؛ وقمر صاحب نوبت أو بود تا چهار
I
سال .
بعد از آن در سن كودكى كه ميانهء باليدن است ، حال أو بر مزاج عطارد بود ؛ وعطارد صاحب نوبت اوست تا چهارده سال .
بعد از آن در سن جوانى كه سن آخر باليدن است ، حال وى بر مزاج زهره است ؛ وزهره
I
صاحب نوبت بود تا بيست ودو سال .
بعد از آن در سن وقوف كه سن كمال خلق است ،
I
حال أو بر مزاج شمس است ؛ وشمس صاحب نوبت اوست تا چهل ويك سال . بعد از آن
I
در سن كهولت كه آغاز كاهيدن است ، حالش بر مزاج مشترى است ؛ ومشترى صاحب
I
نوبت اوست تا شصت وهشت سال .
بعد از آن در سن خرفى كه « 1 » آخر كاهيدن است ،
I
حالش بر مزاج زحل است ؛ وزحل صاحب نوبت اوست تا آخر عمر . وتحقيق اين تقسيم آن است
I
كه بعد از اين بيان كنيم . وآن اعتبار به آن نسبت است كه عمر طبيعي مولود را صد وبيست
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] كله