رغبت نمايد .
/ ك . صابر بود بر نوايب اما بسيار سخن وبيهوده گوى باشد وعقل أو تمام نبود
I
ودر كارها سبكبار بود وثبات ندارد وحال أو بر يك قرار نباشد .
/ كا . شجاع ودلير باشد
I
ودراز بالا وكريم طبع .
/ كب . بدبخت وتنگ معيشت وبد صناعت بود .
/ كج . دلير وتنگ روزى بود
I
واندك قوت .
/ كد . سخيف العقل بود وركيك رأى وصفراوى وتيز خشم در همهء كارها .
/ كه . شديد النفس
I
بود واز خداى تعالى نترسد وبي باك باشد .
/ كو . بزرگ قدر وفراخ روزى ونيك طبع باشد وموفق
I
در بيشتر كارها .
/ كز . بدبخت وضعيف بدن ودراز ساعد وزرد روى باشد .
/ كح . مرزوق بود از گريه
I
وهرچه به دست خويش سازد وهراسنده باشد وفال وزجر بسيار به كار دارد .
/ كط . بر اين درجه بيشتر
I
زانى زايند وبر شوهر نفقه كنند .
/ ل . اين درجه منسوب به انسان وولادت انسان نيست اگر بر اين
I
درجه مردى زايد كژ وزشت روى باشد .
الثور : درجهء أول ، عفيف ونيك روزى ومرحوم بود و
I
همه كارى كند كه أو را زيان دارد .
/ ب . بدبخت وتنگ معيشت واندك عقل باشد .
/ ج . كاهنى بود در
I
ميان مردم مذكور ودروغ را به صورت راست جلوه كند .
/ د . چون بهايم بود اما آخر عمر أو
I
به سلامت گذرد وبه خير انجامد .
/ ه . شجاع بود ومقدم بر كارها وظالم بود وباك ندارد كه رزق
I
از كجا طلب دارد .
/ و . به خير وصلاح وعفت بود بسيار گريد وتضرع وعبادت كند ودعاى أو مستجاب
I
باشد .
/ ز . ضعيف وكاهل واندك حيلت ومرحوم بود .
/ ح . عالمي بود رفيع الذكر وبه علم مشغول
I
باشد وشايد كه معلم زنان وكودكان بود ودرجه يابد .
/ ط . رفيع القدر باشد وعالم وتيز خاطر
I
واعمال أو خوب باشد .
/ ى . اندك قوت وكوتاه عمر بود اما اگر صحرا نشين وبدوي باشد دراز
I
عمر بود .
/ يا . زشت خلق بود وبر ساق أو عيبى باشد ودر پاى أو قوت نبود ودر آخر عمر بلند
I
فأم وبلند قدر شود .
/ يب . شديد القوت بود وتيز خاطر ومكار وروزىمند از هرچه طلب كند .
I
/ يج . تمام خلق وبسيار علم وكريم بود دراز عمر ونيك بخت وسفر بسيار كند وحج بگذارد .
/ يد . طبيبى بود