تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
كه به عمل كرده باشند ، نه به جدول . وتحقيق اين عمل آن است كه بعد از آنكه نمودارات كرده باشيم
I
اگر همه به درجات ودقايق موافق باشند فهو المراد ؛ واگر نه ، هر نمودار را بر درجات
I
تنكلوشا ( ؟ ) عرض كنيم تا كدام « 1 » درجه ، موافق صفات واخلاق وافعال ومرتبهء مولود است .
I
اعتماد بر آن درجه كنيم وآن را درجهء طالع سازيم . وما اين را تجربه كرديم بيشتر موافق آمد در احكام
I
جزوى . وشرح درجات بروج از قول تنكلوشاى بابلى اين است : الحمل : هر كه بزايد بر درجهء
I
أول ، پارسا ونيك عيش بود ويمكن كه در مادر وپدر « 2 » عاق باشد . / ب . ناقص عقل بود وستور آن را
I
دوست دارد وپاكيزه نفس وپاكيزه باش ( ؟ ) باشد . / ج . فاسق وخبيث وحسود وتنگ عيش بود .
I
/ د . نيك اخلاق ومقبل بود . اگر عالم باشد به طب مشغول شود ومعالجت بد كند . واگر جاهل
I
بود با دزدان مخالطه كند وبا أهل ظلم . / ه . دراز بالا وسفيد شخص باشد . / و . نيك بخت ودراز عمر
I
بود ودر رفاهيت عمر گذراند . / ز . نيكو تدبير ونيكو مزاج باشد وخواب‌هاى خوش بينند واز عجايب‌ها
I
خبر دهد . / ح . فضول بود وعلم دشمن دارد . / ط . اندك عقل باشد اما حظى تمام دارد از مال وحرمت . / ى . عالمي
I
تمام زيرك وتيز خاطر بود الّا كه در كار جماع مبالغه مىنمايد ومرگش در غربت باشد . / يا .
I
عاشق بود وظريف وشادكام وبا مروت الّا كه نكاح أو پسنديده نباشد . / يب . عاقلى محفلى بود
I
الّا كه از دروغ انتفاع يابد . / يج . منجم بود يا كاهن يا فال‌گوى واز جوانان بهرهء تمام يابد . / يد . عاقل وبا رأى
I
وتدبير بود وبيشتر رأىهاى أو صايب باشد . / يه . مجادل وبسيار حجت ونيكو سخن وسخى وكريم باشد
I
وأو را چيزى كمتر بماند كه جمله ببخشد . / يو . فاسق ودروغ‌گوى بود اما صناعت بسيار به دست آرد
I
وليكن از آن بهره كمتر يابد وچرب دست باشد . / يز . درويش وتنگ عيش باشد وليكن مال نزديك
I
أو زيادت قدرى ندارد . / يح . پيشه‌ور بود وچرب دست ونقاش وصورت‌گر وكاريز راند و
I
روا بود كه عاقبت در آب ميرد . / يط . مكرمت دوست دارد ورعنا باشد ونيكو منظر وبه زنان بيشتر
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] كذام ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] بذر