قمر باشد . ونتيجهء اين مقدمه آنكه اگر از زمان سقوط نطفه تا زمان ولادت ، قمر را ادوار تمام حاصل
I
آمده باشد در فلك خود ، در زمان ولادت بايد كه قمر در عين درجهء طالع بود . واگر به ادوار تامه از دور
I
ناقص ، نصفى حركت كرده باشد قمر بايد كه بر درجهء سابع باشد . وچون مدت مكث مولود در رحم مادر
I
به حسب اشخاص ، مختلف است چنان كه بعضي در حدود هفت ماه مىزايند وبعضي در حدود نه ماه وبعضي
I
در حدود يازده ماه يا كمتر يا بيشتر ، ومعقول چنان است كه أكثر در حدود نه ماه مىزايند ؛ پس
I
به جهت اين معنى در كتب نجومى ذكر مولود نه ماهه كردهاند وباقي را فرو گذاشته . واگر ناگاه در
I
بعضي أوقات به خلاف اين حال واقع شود واز منجم سوال كنند ، بر اين تقدير واجب باشد به دو
I
طريق استخراج آن را دانستن وأنواع آن را ضبط كردن به جهت دو مصلحت : يكى آنكه تكميل كرده باشد ،
I
ديگر آنكه به وقت سوال از جواب قاصر نيايد . پس بدين سبب لازم آمد بيان قواعدى كردن
I
كه أصول وفروع اين عمل از آنجا معلوم گردد ؛ وآن مشتمل بر شش قسم است :
قسم أول : در استخراج
I
مدت يك دور ماه در فلك خود
وطريق استخراج آن چنان است كه دور فلك بر مسير يك روزهء
I
وسط ماه كه هست / يجىله قسمت كنيم ، مدت يك دور قمر حاصل آيد در فلك أو كه هست چندين أيام
I
وساعات وكسور / كررمجه . واين اصلى است كه مدت مكث هر مولودى از اينجا استخراج كنند .
I
قسم دوم : در معرفت مكثهاى سهگانهء مواليد به حسب بودن قمر بر درجهء طالع وسابع
مىگوييم كه
I
چون قمر بر درجهء طالع مولودى باشد ، هر آينه مدت مكث آن مولود در رحم مادر از ادوار تامهء
I
قمر حاصل آمده باشد . واگر بر درجهء سابع بود ، نصفى از دور ناقص با آن ادوار تامه أضافت
I
شده باشد چنان كه پيش از اين بيان كرده شد . پس مدت مكثى كه حاصل آيد از ادوار تامهء مولود
I
هفت ماهه را مقدار هشت دور قمر بود ، ونه ماهه را به مقدار ده دور قمر ، ويازده ماهه را به مقدار
I
دوازده دور قمر ، ويك سأله را به مقدار سيزده دور قمر ، وباقي بر اين قياس باشد از كمتر يا بيشتر .