كنيم ؛ واگر به شب بود ، در قوس الليل . آنچه حاصل آيد ادوار از آن طرح كنيم اگر توان كرد . آنچه حاصل آيد
I
آن را دليل طالع گوئيم . بعد از آن نظر كنيم به اين دو دليل اگر چنان كه فضل دليل طالع راست بر دليل شمس ،
I
پس ساعات تخمين زيادت از ساعات ولادت بود ؛ واگر نه ، كمتر باشد . آن گاه چون خواهيم كه مقدار
I
زيادت يا نقصان بدانيم تقويم آفتاب را از تقويم ماه بكاهيم تا بعد حاصل آيد . به درجات سوا
I
آن را مبسوط گردانيم به درجات . اگر چنان كه آن بعد كمتر از نصف دور باشد ، آن را در بيست دقيقه
I
ضرب كنيم يا بر سه قسمت كنيم تا ثلثش حاصل آيد . واگر زيادت از نصف دور باشد ، نصف دور از آن
I
كم كنيم وثلث باقي بگيريم . آنچه حاصل آيد آن را دقايق ساعات مستويه گيريم . پس اگر زيادت از شصت
I
بود ، آن را به ساعات رفع كنيم وبر ساعات تخمين افزائيم يا از أو كم كنيم تا ساعات ولادت معدل
I
حاصل شود . به حسب آن ساعات استخراج طالع كنيم تا طالع ولادت حاصل آيد به تحقيق به موجب
I
اين نمودار .
فصل « 1 » 4 : در دانستن نمودار هرمس بابلى
ومىگويند كه أو إدريس پيغامبر است - عليه السلام -
I
واين نمودار أو را به وحى والهام ثابت شده است . واين را أصح النمودارات خوانند ؛ زيرا كه به قياس
I
نزديكتر است ونمودار مسقط نطفه نيز گويند . وبر صحت اين نمودار ، واليس حكيم زودينيوس مصرى ، و
I
مىگويند كه أو يوسف پيغمبر است - عليه السلام - ، وديگر حكما اتفاق كردهاند وهرمس در كتابي كه منسوب است
I
به أو وآن را كتاب أساس مىخوانند ذكر اين نمودار كرده است . وبطلميوس در كتاب ثمره آورده است
I
در كلمهء پنجاه وسوم به اين عبارت كه موضع القمر في المولد هو الجز الطالع من الفلك في مسقط
I
النطفة وموضع القمر في مسقطه النطفة هو الجزء الطالع مع الولادهء .
وچون أصل اين نمودار آن است
I
كه موضع قمر ولادت طالع زمان سقوط نطفه باشد در رحم ، وموضع قمر آن زمان طالع ولادت ؛
I
پس أول واجب باشد استخراج تقويم قمر كردن در زمان ولادت ، ودانستن بهت أو در يك ساعت .
I
آن گاه شروع به اعمال ديگر كردن . واز قول اين حكيم لازم آيد كه مكث « 2 » مولود در رحم مادر « 3 » مبنى بر ادوار
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] 2
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] مكت
( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] ماذر