در قسم دوم ، يا جزو مقدم در قسم سوم افتاده است وطالع أو در قسم دوم ، مولود هفت ماهه است .
I
واگر جزو مقدم در قسم أول افتاده است وطالع أو در قسم سوم يا بعكس ، مولود هشت ماهه است وأو را
I
بقا نبود واگر مدتي باقي ماند از نوادر باشد .
نوع دوم : آنكه قمر را به سه وقت تقويم كنيم : يكى ، به وقت ولادت ؛
I
دوم ، پيش از ولادت به يك سال ؛ سوم ، بعد از ولادت به يك سال تا اقمار ثلثه حاصل
I
آيد . آن گاه نظر كنند اگر قمر ماضي ومستقبل ، به تثليث قمر ولادت باشد ، مولود نه ماه تمام در شكم مادر
I
بوده است . واگر به تربيع قمر ولادت باشد ، مولود دويست وپنجاه وشش روز در شكم
I
بوده است . واگر يكى به تثليث قمر ولادت باشد وديگرى به تربيع مولود ، دويست وشصت وهشت روز در شكم
I
بوده است . واگر يكى ناظر بود به قمر ولادت وديگرى ساقط يا هر دو ساقطاند از أو ، ومولود هشت ماهه
I
است ويمكن كه مرده از شكم مادر بيرون آمده بود ومادر أو در خطر بود . واگر آن دو قمر به مقابلهء قمر
I
ولادت باشند يا يكى به مقابلهء أو بود وديگرى به تثليث أو يا قمر ماضي به تربيع قمر ولادت باشد و
I
قمر مستقبل به مقابلهء أو ، مولود هفت ماهه باشد .
نوع سوم : آنكه نظر كنند به اقمار ثلثه مطلقاً اگر به يكديگر ناظر
I
باشند ، مولود نه ماهه است . واگر دو ناظرند به يكديگر ويكى ساقطه ، مولود هفت ماهه است . واگر
I
هر سه ساقطاند از يكديگر ، مولود هشت ماهه است .
نوع چهارم : آنكه اگر آفتاب زمان مسقط به تربيع آفتاب
I
زمان ولادت بود ، مولود ده ماهه است . واگر به تثليث يكديگر باشند ، مولود نه ماهه است . واگر
I
به مقابلهء يكديگرند ، مولود هفت ماهه است . واگر ساقطاند « 1 » از يكديگر ، مولود هشت ماهه است . وما در بعضي
I
مواليد تجربه كرديم موافق آمد نمىدانيم تا اين قواعد كلى هست يا نه ، به تجربهء بسيار معلوم شود . وتحقيق
I
اين عمل آن است كه به أيام مكث هر يك عمل كنيم تا با كدام موافقتر مىيابيم كه تفاوت در آن كمتر باشد ،
I
بر آن اعتماد كنيم .
واين جواب آن شك است كه پيش از اين ايراد كردهايم وفرزند شش ماهه وهشت
I
وده ماهه بقا نمىيابد . به آن سبب كه فرزند شش ماهه در غايت ضعف است ؛ وهشت ماهه در تدبير
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] ساسقطند