تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
جهت باشند ، قوس اختلاف را زيادت كنيم بر تربيع درجهء طالع ؛ واگر مختلف باشند در جهت ، از آن
I
بكاهيم تا تقويم كوكب حاصل آيد .
فصل هفتم : در امتحان تقاويم كواكب به حسب قرانات به ذات
I
الشعبتين واين را ذات المسطرتين خوانند . وصنعت اين آلت چنان بود كه بگيريم دو پاره چوب
I
ساج ، واز آن پرگارى بسازيم كه طول أو چهار گز باشد يا نزديك به آن ؛ وهر چند درازتر بود عمل أو به تحقيق
I
نزديك‌تر باشد . آن گاه بر موضع مسمار أو لبنه قايم گردانيم مثقوب ، مانند أسطرلاب . وبر سر أو دو
I
لبنهء ديگر قايم گردانيم چنان كه هر لبنه‌اى بر يك بازوى أو بود كه چون هر دو بازوى أو را فرآهم آوريم آن دو لبنه
I
مماس يكديگر شوند . آن گاه يك بازوى أو را از موضع مسمار تا سر أو ، منقسم گردانيم به شصت جزو متساوي .
I
باز هر جزوى را منقسم گردانيم به دقايق ، آنچه ممكن بود . آن گاه خيطى باريك بگيريم ، ويك طرف أو را بر موضع
I
لبنهء غير مثقوب « 1 » محكم گردانيم ، وبر يك طرف ديگر از آن خيط ثقاله‌اى ببنديم مانند شاقولى . اما طريق عمل به اين
I
آلت چنان باشد كه چون خواهيم تا بعد ميان دو كوكب بدانيم دو طرف پرگار را مسامت آن دو كوكب
I
گردانيم ، واز ثقبهء آن لبنه كه بر موضع مسمار قايم است نظر كنيم ؛ چنان كه مركز هر كوكب ، مماس طرف لبنه شود
I
از جانب داخل آن پرگار . ونظر كنيم تا از آن خيط چه مقدار واقع است ميان دو سر أو ، آن را بر آن اجزا
I
بنهيم . آنچه حاصل آيد وتر بعد باشد ميان آن دو كوكب . قوس أو معلوم كنيم چنان كه معهود است تا بعد كوكب
I
حاصل آيد . واگر به جاى خيط ، مسطره بود منقسم باشد به آن اقسام كه به وقت عمل ، آن را بر مقدار فتح سر پرگار
I
بنهيم ؛ ومقدار وتر بعد از آنجا معلوم كنيم بي خلل‌تر بود . اما چون خواهيم تا موضع كواكب را به اين آلت
I
در قرانات امتحان كنيم وآن چنان باشد كه اگر دو كوكب قران كنند كه يكى ديگر را كسف نكند ويا مماس
I
نشود وميان ايشان بعدى بود يا به حسب عرض تنها يا مركب از طول وعرض ، طريق أو آن است كه در شبى
I
كه نزديك‌تر باشند به قران ، پيش از قران يا پس از قران ، واگر آن فوت شود بعد از آن به دو روز
I
يا سه روز هم روا بود ؛ پس هرگاه كه اين بعد خواهيم گرفتن ، پيش از آن در آخر روزى كه مقدم باشد
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] مثقوت