وبروج در جهت جنوب باشند از سمت الرأس .
اما اگر كوكب وبروج در جهت شمال باشند از سمت الرأس ،
I
حال برعكس اين بود . واگر كوكب در جهتي باشد از سمت الرأس ، وبروج در جهتي ديگر به خلاف آن جهت ،
I
پس عرض كوكب در جهت كوكب باشد از سمت الرأس . آن گاه قسمت كنيم جيب تمام ما بين الإرتفاعين را
I
بر جيب تمام عرض كوكب منحط ، وقوس حاصل بگيريم در جدول جيب ؛ وآن را از ربع دور بكاهيم . آنچه باقي
I
ماند آن را محفوظ خوانيم ، وبنگريم اگر چنان كه عرض كوكب وبروج در يك جهت باشند ، محفوظ را
I
بر درجهء عاشر زيادت كنيم ؛ اگر در دو جهت مختلف باشند ، از أو كم كنيم تا تقويم كوكب حاصل آيد .
I
فصل 6 : در استخراج تقاويم كواكب از قبل ارتفاع وقت وسمت ارتفاع وطالع آن وقت
I
وطريق أو آن است كه اگر ارتفاع را سمت نباشد ، ضرب كنيم جيب تمام ارتفاع را در جيب تمام سعت
I
مشرق طالع منحط . واگر ارتفاع را سمت باشد ، در جيب تمام سمت از طالع منحط . آنچه حاصل آيد
I
قوس أو بگيريم در جدول جيب ، وآن را از ربع دور كم كنيم . آنچه باقي ماند آن را محفوظ خوانيم ، وجيب أو
I
بگيريم . وجيب ارتفاع مرصود را بر جيب محفوظ ، منحط قسمت كنيم ؛ وخارج قسمت را قوس بگيريم در جدول
I
جيب . آنچه حاصل آيد آن را قوس اعتبار خوانيم . آن گاه فضل ميان أو وتمام ارتفاع قطب بروج بگيريم ،
I
وجيب أو را در جيب محفوظ منحط ضرب كنيم ؛ وحاصل را قوس بگيريم در جدول جيب تا عرض كوكب حاصل
I
آيد . آن گاه قسمت كنيم حاصل ضرب أول را بر جيب تمام عرض كوكب منحط ، وخارج قسمت را قوس بگيريم
I
در جدول جيب تا قوس اختلاف حاصل آيد . واين بعد موضع كوكب بود از تربيع درجهء طالع . پس نظر
I
كنيم به قوس اعتبار ؛ اگر بيشتر است از تمام ارتفاع قطب بروج ، عرض كوكب شمالي است ؛ واگر كمتر است ، جنوبي
I
است ؛ واگر مساوى است ، كوكب را عرض نيست . واين بدان تقدير است كه كوكب وبروج ، سمت
I
الرأس جنوبي است . اما اگر شمالي باشد ، حكم آن برعكس اين است . واگر در جهت مختلف باشند ، عرض كوكب
I
در آن جهت باشد كه كوكب بود از سمت الرأس . آن گاه نظر كنيم اگر چنان كه عرض كوكب وطالع در يك