از حد أول كم كنيم تا قوس رؤيت حاصل آيد . اگر خواهيم فضله را از تعديل بيندازيم ، آنچه باقي ماند حصهء
I
قوس رؤيت باشد . آن را ضرب كنيم در حد أول ، وحاصل را بر تعديل قسمت كنيم تا قوس رؤيت
I
بيرون آيد . آن گاه نظر كنيم به انحطاط شمس اگر مساوى بود با قوس رؤيت يا بيشتر ، هلال
I
توان ديدن ؛ واگر كمتر باشد ، رؤيت ممكن نبود . وچون معلوم شود كه رؤيت ممكن است اگر چنان كه
I
عمل به جدول أول كردهايم ، رؤيت هلال شايع باشد كه همهء خلايق ببينند . واگر از جدول ثاني
I
كرده باشيم ، وقتي كه هوا صافي باشد ابصار معتدل وحاد ببينند . واگر از جدول ثالث كرده باشيم ،
I
اگر هوا صافي باشد ابصار حاد ببينند وآن نادر بود .
قول أصحاب زيج ايلخانى آن است كه عرض
I
قمر را در زمان غروب آفتاب در سى وشش دقيقه ضرب كنيم تا انحراف حاصل شود . آن را
I
بر تقويم قمر افزائيم اگر عرض شمالي بود ؛ واز أو كم كنيم اگر جنوبي باشد تا قمر معدل حاصل آيد به وقت
I
غروب شمس . آن گاه مطالع نظير آفتاب غروب را از مطالع نظير قمر معدل كم كنيم تا بعد معدل
I
حاصل آيد . وبعد ميان نيرين بگيريم در وقت غروب تا بعد سوا حاصل شود . آن گاه نظر كنيم اگر بعد معدل ميان
I
ده درجه ودوازده درجه باشد وبعد سوا از ده درجه بيشتر بود ، هلال توان ديدن باريك ،
I
اگر هوا صافي باشد ؛ والّا نتوان ديدن ديد تا بعد معدل دوازده درجه يا زيادت نشود .
I
واينجا ممكن الرؤية بايد نوشتن . وبه اين قول عمل نشايد كردن در تقاويم الّا به قول معتدل
I
چنان كه اگر بعد معدل ميان دوازده وچهارده باشد ، هلال معتدل باشد ؛ واگر ميان
I
چهارده وشانزده بود ، هلال روشن ؛ واگر ميان شانزده وهژده بود ، هلال ظاهر باشد ؛
I
واگر بيشتر باشد ، هلال سخت ظاهر بود ؛ وجهت هلال جهت عرض باشد .
وتحقيق اين
I
عمل آن است كه عرض مرئى قمر را در / لو دقيقه ضرب كنيم تا انحراف حاصل آيد . آن را بر موضع
I
قمر مصحح به اختلاف منظر طول افزائيم يا نقصان كنيم تا قمر معدل حاصل آيد . آن گاه به جهت